كند ، پس اگر پيش از ظهر قصد اقامه كند ، بايد آن روز را روزه بگيرد .
و در هر روزى كه بعد از ظهر داخل وطن خود يا موضع قصد اقامه بشود ، واجب است كه آن روز را افطار بكند ؛ خواه پيش از دخول افطار كرده باشد يا نه . بلى ، مستحب است كه تا شام امساك كند ، همچنان كه گذشت « 1 » . و همچنين هرگاه داخل ولايتى شود و قصد اقامه نداشته باشد و بعد از ظهر قصد اقامه كند .
مسألهء ششم :
هرگاه كسى در سفر باشد و داند كه پيش از ظهر داخل وطن خود يا موضع قصد اقامه مىشود ، امّا هنوز داخل نشده باشد ، مخيّر است ميان اينكه آن روز را افطار كند و ميان اينكه چيزى نخورد تا داخل منزل شود و آن روز را روزه بگيرد .
مسألهء هفتم :
هرگاه كسى در حضر باشد كه ماه مبارك رمضان داخل شود ، جايز است از براى او سفر كردن ؛ خواه سفر واجب باشد يا سنّت يا مباح . بلى ، هرگاه سفر واجب باشد ، مانند حج يا عمره يا سفرى كه ترك آن باعث هلاكت برادر مؤمنى يا تلف شدن مالى از خود يا غير باشد ، علاوه بر جايز بودن ، كراهتى هم در آن نيست .
و امّا در غير اينها ، پس مشهور آن است كه سفر نكردن افضل است و سفر كردن ، مكروه « 2 » .
و اظهر آن است كه هرگاه مقصود از سفر ، امر مباحى باشد ، مطلقا مكروه است و هرگاه امر مستحبّى باشد ، پس اگر امرى باشد كه اگر در آن وقت ، آن را ادراك نكند ، ديگر نتواند ادراك كرد ، مانند متابعت برادر مؤمنى ، سفر كردن مكروه نيست ، بلكه دور نيست كه افضل باشد . و اگر امرى باشد كه اگر حال ترك كند ، بعد از تمام شدن ماه رمضان باز تواند آن را ادراك كند ، سفر كردن مكروه است .
و بدان كه كراهت سفر كردن تا روز بيست و سيم است و هرگاه بيست و سه روز
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 100 ، موضع اوّل .
( 2 ) . ن . ك : مختلف الشيعة 3 : 326 .