تردّد ، در حكم اقامهء ده روز در وطن نيست ، بنابر اقوى .
هفتم : آنكه از شهر خود يا از موضع اقامه اين قدر دور شود كه به حدّ ترخّص برسد .
پس پيش از رسيدن به حدّ ترخّص نمىتواند افطار كند . و مراد از حدّ ترخّص آن است كه آن مقدار از شهر دور شود كه اذان را نشنود ، يا ديوارها را نبيند و تميز نكند .
هشتم : آنكه سى روز بىقصد اقامه در يك موضع بماند .
پس هرگاه در جايى قصد اقامه ده روز نكند ، بلكه متردّد باشد و تا سى روز با تردّد در موضعى بماند ، بعد از سى روز بايد روزه را بگيرد ، اگر چه يك روز باشد .
مقام دويم در مسائلى كه متعلّق به مسافر است
و در اين مقام يازده مسأله است :
مسألهء اول :
بدان كه بعد از تحقّق شرايط سفر ، روزه حرام است و بايد افطار نمود ؛ خواه روزهء واجب باشد يا سنّت . و هيچ يك از روزهء واجب و سنّت در سفر صحيح نيست ، بنا بر اقوى .
و هرگاه كسى با وجود دانستن مسأله در سفر روزه بگيرد ، فعل حرام كرده خواهد بود . و هرگاه روزهاى باشد كه قضا داشته باشد ، بايد قضا كند . بلى ، از روزهء واجب سه روز استثنا شده است كه در سفر مىتوان گرفت :
اول : سه روز روزهء بدل هدى در حجّ تمتّع .
دويم : هيجده روز بدل نحر ، از براى كسى كه قبل از غروب آفتاب روز عرفه عمدا از عرفات كوچ كند و عاجز باشد از نحر للّه .
سيم : روزهء نذر معيّن ، هرگاه در نذر ، بخصوص سفر را قيد كرده باشد ، به اين نحو كه نذر كرده باشد كه فلان روز را روزه بگيرد در سفر و حضر . امّا هرگاه مطلق نذر