غير آن ، متعين است كه با آن جامه نماز كند و بعد ، احتياج به اعاده و قضا نيست ، بنابر اقوى .
مسألهء دهم :
هر نجاستى كه در بدن يا جامه باشد و ازالهء آن متعذر باشد ، با آن نماز مىتوان كرد . و اگر نجاسات متعدده در جامه و بدن باشد و ازالهء بعضى از آنها ممكن باشد و ازالهء بعضى ديگر ممكن نباشد ، آن چه را مىتواند ازاله نمود ، ازاله آن واجب است و آن چه را نمىتواند ، معفو است و با آن ، نماز مىتوان كرد .
مسألهء يازدهم :
هرگاه كسى گمان نجاست جامه يا بدن كند و از آن تفحص نكند و با آن نماز كند و بعد معلوم شود كه جامه يا بدن نجس بوده است ، اقوى صحّت نماز است و احوط آن است كه اعاده كند . و همچنين است حكم ، هرگاه جامهء نجس خود را به ديگرى كه به او مطمئن باشد بدهد كه بشويد و او بگويد : آن را شستهام ، و با آن نماز كند ، و بعد معلوم شود كه ازالهء نجاست از آن نشده است .
فصل سيم در بيان كيفيت ازاله نجاسات
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول :
هرگاه جامه يا بدن به بول نجس شده و خواهند آن را به آب قليل طهارت دهند ، پس اگر به بول طفل شيرخواره نجس شده باشد ، « صبّ » يعنى يك آب ريختن كافى است . و مراد آن است كه رسيدن به تمام محل نجاست كافى است و سيلان و تقاطر و منفصل شدن آب از آن محل لازم نيست ؛ به شرطى كه آن طفل پسر باشد نه دختر و به شهوت و ارادهء غير ، شير نخورده باشد و در عرف آن را شيرخواره بگويند و طعامخور نگويند . و اگر بر سبيل ندرت يا بر طريق دوا چيزى بخورد ، ضرر ندارد .
و اگر به بول غير طفل شيرخواره نجس شده باشد ، اقوى آن است كه دو بار شسته