و بعضى « 1 » را اعتقاد آن است كه در صورت سرايت ، اگر جامه نازك باشد ، يك خون خواهد بود و همين يك طرف اعتبار مىشود و اگر غليظ باشد ، دو خون خواهد بود و هر دو طرف اعتبار مىشود . و از كلام بعضى « 2 » معلوم مىشود كه اعتبار يك طرف با وجود سرايت ، در صورتى است كه جامه يك لايى باشد و اگر مركب از ابره و آستر باشد ، خواه با پنبه باشد يا بىپنبه ، در حكم چند جامه خواهد بود و همه را بايد اعتبار كرد . و ممكن است كه با وجود مركب بودن از چند كرباس در صورت اعتبار يكى بشود و باقى اسقاط شود ؛ به اعتبار آن كه در عرف آن را يك جامه مىگويند .
و مخفى نيست كه چون در آن مواضع نصى نيست و ترجيح ، خالى از اشكالى نيست ، بايد احتياط به عمل آيد ؛ لهذا بايد در جميع صور ، اعتبار تعدد بشود . پس اگر جامه يك لايى باشد و به هر دو روى آن خون رسيده باشد ، دو خون خواهد بود و اگر چه به سرايت باشد . و اگر مركب از آستر و ابره باشد و خون به هر دو طرف هر يك از ابره و آستر رسيده باشد ، چهار خون خواهد بود . ( و اگر مركب از سه پارچه باشد و خون به دو طرف هر يك از سه پارچه رسيده باشد ، شش خون خواهد بود ) « 3 » و همچنين .
بلى ، اگر جامه بسيار نازك باشد و خون از طرفى به طرف ديگر سرايت كند ، ظاهر آن است كه همين اعتبار يك طرف بشود .
و خونى كه معفو نباشد ، هرگاه ازالهء عين آن به غير مطهر كه آب مطلق است بشود ، يعنى به آب مضاف يا به چيزى ماليدن بر آن ازاله شود ، موضع آن ، بر عدم عفو باقى خواهد بود . و اگر ازالهء عين به غير آب در قدرى از خون باشد كه معفو است ، موضع آن به طريق اولى معفو خواهد بود .
هامش
( 1 ) . ذكرى الشيعة 1 : 138 .
( 2 ) . البيان : 95 .
( 3 ) . در نسخهء « الف » موجود نيست .