و بعد از فارغ شدن از آن ، اين نماز را از آنجا كه قطع كرده به اتمام رساند . و اين قول ، ضعيف است .
و اگر در اثناى اين نماز وقت نماز يوميه مضيق شود ، بايد اين نماز را قطع كند و به نماز يوميه مشغول شود و چون از آن فارغ شود ، از آنجا كه قطع كرده به اتمام رساند ، بنابر اظهر .
و بعضى « 1 » از مجتهدين بر آناند كه بعد از فراغ از نماز يوميه بايد اين نماز را از سر گيرد و بنا گذاشتن از موضع قطع ، جايز نيست .
و اگر وقت اين نماز با وقت نماز يوميه جمع شود و وقت يوميه مضيق باشد ، لهذا مكلّف مشغول نماز يوميه شود و در اثناى آن تمام انجلا حاصل شود و وقت نماز خسوف يا كسوف فوت شود ، پس اگر مكلّف در تأخير نماز كسوف يا نماز يوميه تقصير نكرده باشد ، نماز كسوف بر او واجب نيست . « 2 » و اگر تقصير در نماز كسوف كرده باشد ، يعنى با وجود اطلاع بر كسوف نماز آن را نكرده تا وقت نماز يوميه مضيق شده ، قضا بر او لازم است مطلقا ، يا با وجود گرفتن همهء قرص بنابر خلافى كه مذكور شد . و اگر تقصير در نماز يوميه كرده باشد نه در نماز كسوف ، مثل اين كه در اول وقت نماز يوميه ، كسوفى نباشد و مكلّف به جهت وسعت وقت يوميه آن را در اول وقت به جا نياورد و چون وقت آن مضيق شود كسوف شود ، در اين صورت بعضى « 3 » قضا را لازم دانستهاند . و بعضى « 4 » ساقط دانستهاند . و اين اصح است . و هرگاه تأخير يوميه به جهت عذرى باشد چون حيض يا بىهوشى يا خواب يا خوف و امثال آن ، بلا شبهه قضاى آن لازم نيست .
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 172 ؛ ذكرى الشيعة 4 : 220 ؛ روض الجنان 2 : 813 .
( 2 ) . ظاهر آن است كه در صورتى كه مكلّف در تأخير تقصير نكرده باشد ، اگر تمام قرص گرفته باشد ، بعد از اداى نماز يوميه نماز كسوف يا خسوف را قضا كند . ( احمد )
( 3 ) . المعتبر 2 : 341 ؛ منتهى المطلب 1 : 354 ؛ مدارك الأحكام 4 : 147 .
( 4 ) . المقنعة : 211 .