و اگر بعد از كسوف يا خسوف قرص آفتاب يا ماه غروب كند يا ابر آن را بپوشاند يا به جهت طلوع آفتاب ماه از نظر مخفى شود ، در اين صورت وقت نماز باقى است تا علم به تمام انجلا به هم رسد . و مادامىكه يقين به آخر انجلا به هم نرسد ، نماز به نيّت ادا مىتوان كرد .
و اگر در اين صورت دو نفر از اهل رصد كه عادل باشند خبر دهند كه مدت مكث خسوف و كسوف چه قدر است ، ظاهر آن است كه بايد به قول ايشان رجوع نمود .
و همچنين اگر در ابتداى خسوف يا كسوف ، به جهت يكى از اسباب مذكوره قرص ديده نشود و دو نفر مذكور اخبار كنند كه فلان وقت ، كسوف و خسوف متحقق مىشود ، بايد به قول ايشان عمل شود و نماز را به جا آورد ؛ زيرا كه قرائن و شواهد حال ، دلالت بر صدق قول ايشان مىكند ، نظر به اين كه مشاهده شده است كه اخبارى كه ارباب رصد از خسوف و كسوف مىكنند ، غالب اوقات مطابق واقع است و تخلف از آن در غايت ندرت است .
و اگر يك نفر خبر از كسوف و خسوف دهد ، اگر از قول او علم از براى سامع هم رسد ، بايد به قول او عمل كند و الّا فلا . و حاصل آن است كه اگر دو نفر عادل از اهل صناعت خبر دهند يا علم از براى مكلّف به هم رسد ، به هر نحوى كه باشد ، لازم است كه به مقتضاى آن عمل كند .
مسألهء دوم : اگر زمان مكث خسوف يا كسوف اندك باشد
به حيثيتى كه مجال اقل نماز در آن نباشد ، در اين صورت نماز ساقط است . و بعضى « 1 » گفتهاند : اگر وقت آن گنجايش يك ركعت داشته باشد ، واجب است كه نماز گذارده شود و الّا فلا . و اول اصح است .
مسألهء سيم : نماز زلزله در تمام عمر ادا است
، پس در هر وقت گذارده شود و اگر چه مدتى از وقت زلزله گذشته باشد ، به نيّت ادا بايد گذارده باشد .
هامش
( 1 ) . منتهى المطلب 6 : 110 .