به سورههاى كوتاه اكتفا كردن اولى است .
سيم : به جماعت گذاردن اين نماز ، خواه همهء قرص گرفته باشد يا بعضى . و ابن بابويه « 1 » بر آن است كه اگر بعضى از قرص گرفته باشد ، به جماعت گذاردن جايز نيست . و گويا مراد او اين باشد كه تأكيد استحباب جماعت كه در صورت گرفتن همهء قرص است ، در صورت گرفتن بعضى از قرص نيست ، نه اين كه اصلا مشروع نباشد .
چهارم : گذاردن آن در مسجد ، در موضعى كه سقف نداشته باشد .
پنجم : مساوى بودن زمان هر يك از ركوع و سجود و قنوت با زمان قرائت ؛ يعنى زمان هر يك از يك ركوع و يك سجود و يك قنوت ، مساوى زمان قرائت باشد .
ششم : طول دادن نماز به قدر زمان كسوف و خسوف .
هفتم : آن كه اگر پيش از تمام انجلا از نماز فارغ شود ، نوبت ديگر نماز را اعاده كند .
و بعضى « 2 » ، اعاده را در اين صورت واجب دانستهاند . و بعضى « 3 » حرام . و اقوى استحباب است .
فصل دوم : در بعضى امور و احكامى كه متعلّق به اين نماز است
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول : اول وقت نماز خسوف و كسوف
، ابتداى گرفتن ماه و آفتاب است و آخر وقت نماز ، تمام شدن و انجلا است . و بعضى « 4 » آخر وقت را « 5 » ابتداى شروع در انجلا مىدانند . و اول اصح است .
هامش
( 1 ) . المقنع : 44 .
( 2 ) . جمل العلم و العمل ( ضمن رسائل الشريف المرتضى ) 3 : 46 ؛ الكافي في الفقه : 156 ؛ المراسم : 81 .
( 3 ) . السرائر 1 : 324 .
( 4 ) . النهاية : 137 ؛ السرائر 1 : 322 ؛ إرشاد الأذهان 1 : 261 .
( 5 ) . ظاهر آن است كه آخر وقت ، ابتداى شروع در انجلا است . ( احمد )