كردهاند و اين خلاف ظاهر نصّ است .
هشتم و نهم : بسيار پير و لنگ نبودن ؛ پس پير و شلى كه عاجز از راه رفتن باشد و حاضر شدن بر ايشان شاق باشد ، نماز جمعه از ايشان ساقط است .
دهم : آن كه از موضع او تا جايى كه نماز جمعه گذارده مىشود كمتر از دو فرسخ باشد ؛ پس هر كه موضع او تا جايى كه نماز جمعه گذارده مىشود زياده بر دو فرسخ باشد ، نماز جمعه از او ساقط است ، و اگر دو فرسخ باشد بىزياده و نقصان ، با وجود قدرت آن - بنابر اظهر - موجب سقوط وجوب است ، ليكن استحباب حضور باقى است .
يازدهم : نيامدن باران ؛ پس اگر در وقت نماز جمعه باران ببارد ، نماز جمعه ساقط است . و ظاهر آن است كه در هر وقت و حالى كه حضور نماز جمعه باعث مشقّت شديد يا حرج يا ضرر باشد ، وجوب آن ساقط باشد ؛ مثل اين كه راه ، گل باشد ، به نحوى كه راه رفتن باعث مشقّت شديد باشد ، يا گرما يا سرماى شديد باشد ، به نحوى كه در بيرون رفتن از براى نماز جمعه ، مظنّهء مرض يا زحمت شديد باشد ، يا ترسد كه اگر حاضر به نماز جمعه شود ، ضرر جانى يا مالى از ظالمى يا دزدى به او رسد ، يا مشغول به تجهيز ميّت مسلم يا رعايت حال مريضى باشد كه اگر به نماز جمعه حاضر شود ، ميّت دفن نشود و مريض گاه هست كه هلاك شود .
و مخفى نماند كه مراد از وجوب نماز جمعه در هر جايى كه حكم به وجوب مىشود وجوب عينى است بنابر قول به وجوب عينى . و وجوب تخييرى است بنابر قول به وجوب تخييرى . پس مراد به ساقط شدن وجوب از جماعت مذكوره ، ساقط شدن وجوب عينى است ، نه وجوب تخييرى ؛ زيرا كه ايشان وجوب تخييرى را باطل مىدانند . پس هرگاه وجوب عينى از جماعت مذكوره در نزد قائلين به آن ساقط باشد ، مطلق وجوب از ايشان ساقط خواهد بود . و مراد به سقوط وجوب از جماعت مذكوره در نزد اهل تخيير ، سقوط وجوب تخييرى است ؛ زيرا كه ايشان وجوب عينى را ثابت نمىدانند . پس هرگاه وجوب تخييرى از جماعت مذكوره در نزد ايشان ساقط باشد ، مطلق وجوب در نزد ايشان نيز ساقط خواهد بود .
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٥٥٢