تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
بعضى « 1 » گفته‌اند : در اين صورت ، نماز جمعه ساقط است . و اول اظهر است ، ليكن اولى آن است كه قدرى فارسى با عربى ضم كند . مسألهء هفتم : ابتداى وقت خطبه خواندن ، زوال آفتاب است و قبل از زوال ، خواندن آن جايز نيست . و بعضى « 2 » تجويز كرده‌اند كه در نزديكى زوال خوانده شود . و اول اصح است . و سنّت است كه خطيب ، فصيح و بليغ باشد و با عمامه و ردا باشد و در وقت خطبه خواندن ، بر عصا يا شمشير يا كمان تكيه كند . و چون بر منبر برآيد ، سلام بر حاضران كند و بعد از سلام ، آن قدر بر منبر بنشيند كه مؤذن اذان را بگويد و بعد از آن ، شروع در خطبه نمايد . و سنّت است كه بسيار خطبه را طول ندهد .

شرط پنجم : آن كه از موضعى كه نماز جمعه گذارده مىشود

تا موضعى كه نماز جمعه ديگر گذارده مىشود ، كمتر از يك فرسخ نباشد . بلكه بايد ما بين دو موضع كه نماز جمعه مىشود ، يك فرسخ يا زياده فاصله باشد . پس اگر دو جماعت در دو جا نماز جمعه گذارند ، اگر ميان ايشان يك فرسخ يا زياده فاصله باشد ، نماز هر دو صحيح است و اگر ميان ايشان كمتر از يك فرسخ فاصله باشد ، پس اگر هر دو يك بار شروع در نماز كرده باشند ، نماز هر دو باطل است ؛ خواه هر دو در يك شهر باشند و خواه در دو شهر و خواه در ميان ايشان نهرى فاصله باشد و خواه نباشد . و اگر يك كدام بر ديگرى سبقت گرفته باشد - و اگر چه به تكبير احرام تنها باشد - نماز او صحيح است و نماز لاحق باطل است ؛ خواه جماعت لاحق علم به سبقت جماعت اول داشته باشند يا نداشته باشند ، بلكه بعد از فراغ از نماز معلوم ايشان شود كه نماز جمعهء ديگرى بر نماز جمعهء ايشان سبقت داشته است . و بعضى « 3 » در اين صورت « 4 » ،
هامش
( 1 ) . مدارك الأحكام 4 : 35 . ( 2 ) . المبسوط 1 : 151 ؛ المهذّب 1 : 103 . ( 3 ) . مدارك الأحكام 4 : 46 ؛ ذخيرة المعاد : 312 ؛ الحدائق الناضرة 10 : 131 . ( 4 ) . دور نيست كه گفته شود كه اگر لاحق ، احتمال وقوع جمعهء ديگر ندهد ، نماز او باطل است و اگر اصلا احتمال ندهد ، نماز او صحيح است . ( احمد )