قدر دور شود كه به حدّ ترخّص برسد . پس اگر پيش از رسيدن به حدّ ترخّص خواهد نمازى كند ، بايد آن نماز را تمام كند .
و مراد از حدّ ترخّص آن است كه آن مقدار از بلد خود دور شود كه اذان را نشنود يا ديوارها را نبيند و تميز نكند .
و بعضى « 1 » در حدّ ترخّص ، نشنيدن اذان و نديدن ديوارها را هر دو اعتبار كردهاند . و بعضى « 2 » خصوص اول را اعتبار كردهاند . و بعضى « 3 » خصوص دوم را اعتبار نمودهاند . و از بعضى « 4 » احاديث مفهوم مىشود كه حدّ ترخّص ، پنهان شدن از خانههاست . و بنابراين ، مطلق پنهان شدن كافى خواهد بود و اگر چه به سبب حايل باشد . و ظاهر شدن بعد از رفع حايل ضرر نخواهد رسانيد . و حق قول اول است ، هم چنان كه مذهب اكثر اصحاب است ؛ يعنى يك كدام از پنهان شدن ديوارها يا نشنيدن اذان در وجوب تقصير كافى است و حدّ ترخّص به هر يك از آن دو متحقق مىشود . و معتبر در ديدن ديوار ، صورت آن است نه شبح آن . پس همين كه صورت ديوارها را تميز نكند ، به حدّ ترخّص رسيده ، اگر چه شبحى از آن به نظر آيد . و معتبر در شهر كوچك و متوسط ، ديوارهاى آخر آن شهر است و در شهرهاى بسيار بزرگ ، معتبر ديوارهاى محلهء مسافر است .
و همچنين در شهرهاى كوچك و وسط ، معتبر از آن ، آخر شهر است كه در طرف سفر واقع است . و در شهرهاى بزرگ ، معتبر از آن ، محلّهء مسافر است . و اعتبار پنهان شدن ديوار و نشنيدن اذان در صورتى است كه شهر در بلندى و پستى در حد وسط ، يعنى در زمين هموار باشد . پس اگر بر تلّى واقع باشد كه بسيار مرتفع باشد و به اين جهت از مسافتى دور نمايان باشد و اذان آن شنيده شود ، يا در گودى باشد كه به مجرد
هامش
( 1 ) . جمل العلم و العمل ( ضمن رسائل الشريف المرتضى ) 3 : 47 ؛ الخلاف 1 : 572 ، مسألهء 324 ؛ إرشاد الأذهان 1 : 275 .
( 2 ) . المقنعة : 350 ؛ المراسم : 75 ؛ السرائر 1 : 331 .
( 3 ) . المقنع : 37 .
( 4 ) . وسائل الشيعة 8 : 470 ، باب 6 من أبواب صلاة المسافر ، ح 1 .