مسافت بيرون رود و بعد از آن به سفر رود ، بايد در آن سفر قصر كند . و حق آن است كه با وجود بقاى صدق كثير السفر و مكارى يا جمّال يا امثال آنها ، بعد از ماندن ده روز ، همين در يك سفر نماز را قصر مىكند و روزه را افطار مىكند و در سفر دوم چون اسم باقى است ، عود به تمام مىكند .
و بعضى « 1 » گفتهاند : در سفر دوم نيز قصر مىكند و در سفر سيم تمام مىكند . و اين ضعيف است .
و ظاهر آن است كه توقف ده روز در غير وطن به جهت قصد اقامه و توقف ده روز ، بعد از تردّد سى روز در غير وطن در حكم توقف « 2 » ده روز در وطن باشد .
و بعضى « 3 » ، سى روز با تردّد را نيز ملحق به توقف ده روز در وطن ساختهاند . و اين ثابت نيست .
مسألهء دوم : هرگاه كثير السفر كمتر از ده روز در وطن خود بماند ، و ده روز نماند بايد جميع نمازهاى خود را تمام كند ؛ خواه نمازهاى روز باشد و خواه نمازهاى شب و روزه را بگيرد .
و بعضى « 4 » گفتهاند : اگر در وطن خود پنج روز بماند ، نمازهاى شب را تمام مىكند و نمازهاى روز را قصر مىكند و روزه را مىگيرد . و اين قول ضعيف است .
مسألهء سيم : هرگاه يكى از جماعت مذكوره سفرى را كه متعلق به شغل و عمل او است ترك كند و ارادهء سفرى ديگر كند ، مثل اين كه يكى از ايشان سفر حج يا زيارت يكى از ائمه عليهم السّلام كند يا مكارى شغل خود را ترك كند و تاجر يا ملّاح شود و بالعكس ، در اين صورت واجب است كه در آن سفر نماز را قصر كند و روزه را افطار كند .
شرط هفتم : از شروط قصر مسافر ، آن است كه از بلد خود
يا از موضع اقامت ، اين
هامش
( 1 ) . الروضة البهيّة 1 : 373 ؛ الموجز الحاوي ( ضمن الرسائل العشر ) : 121 .
( 2 ) . اظهر در نظر اين فقير آن است كه توقف ده روز در غير وطن و همچنين ده روز بعد از سى روز با تردّد در حكم اقامهء ده روز در وطن نيست و بايد در سفر اول نماز را تمام كند . ( احمد )
( 3 ) . الدروس الشرعيّة 1 : 212 ؛ جامع المقاصد 2 : 513 ؛ مسالك الأفهام 1 : 345 .
( 4 ) . النهاية : 122 ؛ المهذّب 1 : 106 ؛ الوسيلة : 108 .