تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
مناط را در كثرت سفر يا اكثريت آن ، اطلاق عرفى دانسته‌اند و بعضى « 1 » گفته‌اند : هر كه [ را ] در عرف بگويند كه كثير السفر است يا سفرش زياده بر حضر است بايد نماز را تمام كند . و بعضى « 2 » گفته‌اند : وقتى كثير السفر يا سفر او بيشتر از حضر مىشود كه سه سفر كند و در ما بين اين سه سفر ، ده روز در وطن خود توقف نكند و در غير وطن خود نيز ده روز به قصد اقامه نايستد . و آن چه از اخبار « 3 » مستفاد مىشود آن است كه هر كه سفر ، عمل و كار او باشد يا يكى از اصناف مذكوره باشد ، بايد نماز را تمام كند و قصر كردن نماز از براى او جايز نيست . پس اقوى آن است كه مناط و مرجع در اينجا صدق عرفى سفر پيشه يا مكارى يا ملاح يا جمّال يا امثال ايشان است . و بنابراين كه هر كه به حسب عرف يكى از اسامى مذكوره بر او صادق آيد ، بايد نماز را تمام كند ؛ خواه اين صدق به دو نوبت سفر كردن به هم رسد يا بيشتر . و مادامىكه اين صدق به هم نرسد ، بايد نماز را قصر كند ، و اگر چه ده سفر پىدرپى كند . پس مناط اتمام را سه سفر پىدرپى قرار دادن ، صورتى ندارد . بلى ، مانعى ندارد كه گفته شود اگر كسى را در عرف كثير السفر گويند ، بايد اتمام كند ؛ زيرا كه - هم چنان كه مذكور شد - هر كه سفر ، عمل و كار او باشد يا مكارى و جمّال و امثال ايشان عرفا بر او صادق باشد و در عرف او را كثير السفر مىگويند و هر كه را كثير السفر گويند ، صادق است كه سفر ، عمل و پيشهء او است . و در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود : مسألهء اول : ظاهرا خلافى نيست در اين كه هرگاه يكى از جماعت مذكوره ده روز در وطن خود بايستد كه در اثناى آن ده روز قصد مسافت نكند ، و اگر چه تا كمتر از
هامش
( 1 ) . السرائر 1 : 339 ؛ روض الجنان 2 : 1036 . ( 2 ) . جامع المقاصد 2 : 513 ؛ الروضة البهيّة 1 : 373 ؛ الموجز الحاوي ( ضمن الرسائل العشر ) : 121 . ( 3 ) . ر . ك : وسائل الشيعة 8 : 484 ، باب 11 من أبواب صلاة المسافر .