اعتبار قصد اقامه به جا آورده است .
مسألهء نهم : جايز است مسافر را كه در اثناى گذاردن نماز قصر ، قصد اقامهء ده روز نمايد . و هرگاه چنين كند ، يعنى در اثناى نماز قصر ، قصد اقامه كند ، لازم است كه آن نماز را تمام بگذارد و قصد قصرى كه در وقت نيّت داشته ، ضرر به آن نمىرساند . و اگر بعد از اين نماز ، از قصد اقامه برگردد و عازم سفر شود ، ظاهر آن است كه تا در آن موضع است بايد هر نمازى را كه مىگذارد تمام كند ؛ زيرا كه صادق است كه يك نماز تمام به جا آورده است و واقع شدن بعضى از آن نماز پيش از قصد اقامه ، ضرر نمىرساند .
شرط ششم : از شروط قصر مسافر آن است كه سفر ، عمل و پيشهء او نباشد
، چون مكارى و ملاح و جمّال و راعى و صحرانشينان و خانه به دوشان كه به واسطهء آب و گياه از جهت حيوانات ، هر چند روز در موضعى مىباشند ، و بعضى تجار كه طالب رواج بازاراند و به اين جهت غالب اوقات در حركتاند . پس هرگاه عرفا سفر ، عمل و پيشهء او باشد ، يا يكى از اسمهاى مذكوره بر او صادق آيد ، يعنى مردان بگويند كه :
فلان شخص مكارى يا جمّال يا راعى يا خيمهنشين است ، بايد هميشه نماز را تمام كند و روزه بگيرد .
و كسى كه سفر سفرپيشهء او باشد ، يا يكى از اسمهاى مذكوره بر او صادق باشد به حسب عرف بر او صادق است كه كثير السفر است ، به اين جهت جمعى از فقها تعبير از آنها به « كثير السفر » كردهاند و گفتهاند كه : هر كه كثير السفر باشد ، بايد هميشه نماز را تمام كند و روزه را بگيرد .
و بعضى « 1 » ، از آن تعبير كردهاند به كسى كه سفر او زياده از حضر او باشد . و اين جماعت كه تعبير كردهاند از كثير السفر به آن كه سفر او بيشتر از حضر باشد ، جمعى « 2 » ،
هامش
( 1 ) . المقنعة : 349 ؛ النهاية : 122 ؛ الانتصار : 53 .
( 2 ) . قواعد الأحكام 1 : 325 ؛ الدروس الشرعيّة 1 : 211 ؛ الجعفرية ( ضمن رسائل المحقّق الكركي ) 1 : 123 ؛ الروضة البهيّة 1 : 373 .