باشد ، كه در اين صورت ، عود به قصر مىكند .
و اگر بعد از آن كه عزم سفر كند و از موضع اقامه بيرون رود و به محلّ ترخّص برسد از براى حاجتى يا برداشتن چيزى كه جا گذاشته رجوع به موضع اقامه كند و خواهد در آنجا نماز كند ، نماز را قصر مىكند نه تمام ، هرگاه عزيمت سفر را فسخ نكرده باشد . و اگر از عزيمت سفر برگردد و داخل موضع اقامه شود ، نماز را تمام مىكند . « 1 »
مسألهء هفتم : اگر مسافرى در اثناى سفر به موضعى رسد و در بودن ده روز در آن موضع متردّد باشد ، مادامىكه تردّد او باقى باشد ، تا سى روز نماز را قصر كند و بعد از سى روز ، نماز را تمام كند اگر چه يك نماز باشد .
مسألهء هشتم : هرگاه مسافر در موضعى قصد اقامهء ده روز كند و بعد از آن ، قصد او تغيير يابد و عازم سفر شود ، پس اگر بعد از قصد اقامه يك نماز را تمام گذارده ، بايد تا در آن موضع است هر نمازى كه مىكند تمام كند ، تا وقتى كه از آن موضع بيرون رود و به حدّ ترخّص رسد .
و اگر بعد از قصد اقامه هنوز هيچ نمازى را تمام نكرده ، بايد هر نمازى كه در آن موضع مىگذارد قصر كند . و نمازى كه به جا آوردن آن باعث زوال حكم سفر و اتمام ساير نمازهايى است كه در محل اقامه گذارده مىشود ، نماز فريضه است نه نافله . پس اگر بعد از رجوع از قصد اقامه و عازم شدن به سفر ، يك نماز يا چند نماز نافله را بعد از قصد اقامه به جا آورده باشد ، اين ، باعث اتمام باقى نمازهايى كه در موضع اقامه مىگذارد نمىشود ، بلكه چون پيش از به جا آوردن فريضه از قصد اقامه برگشته ، بايد هر نمازى كه در آنجا مىكند قصر كند ، و معتبر ، نماز فريضه است كه آن را بالتمام به جا آورده باشد . پس اگر بعد از قصد اقامه مشغول فريضه شود و در اثناى آن فريضه ، تغيير عزم به هم رسد و ارادهء سفر كند بايد آن نماز را با ساير نمازهايى كه در آن موضع
هامش
( 1 ) . بدان كه اگر از عزيمت سفر برگردد و داخل موضع اقامه شود ، در وقتى نماز را تمام مىكند كه قصد اقامهء جديدى در آن موضع داشته باشد . و اگر قصد اقامهء جديدى نداشته باشد ، نماز را قصر مىكند . ( احمد )