و اگر مسافر قصد مسافت شرعى را داشته باشد و در حين حركت ، قصد اقامه در اثناى مسافت نداشته باشد ، ليكن در اثناى راه رأيش بر آن قرار گيرد كه در موضعى از اثناى مسافت قصد اقامه كند ، پس از آنجا كه تجدّد رأى از براى او به هم رسيده تا آن موضعى كه نيّت اقامه در آن دارد اگر به قدر مسافت شرعى باشد ، در راه قصر مىكند و الّا تمام مىكند .
و در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود :
مسألهء اول : تمام كردن نماز وقتى واجب مىشود كه قصد اقامهء ده روز تمام بكند .
پس اگر قصد اقامهء كمتر از ده روز كند ، بايد قصر كند و اگر چه يك ساعت كمتر باشد .
و بعضى « 1 » در صحّت اتمام ، اقامهء پنج روز را كافى دانستهاند . و اين ضعيف است .
و بعضى از روز ، يك روز تمام حساب نمىشود . پس اگر در وسط روزى داخل موضعى شود و قصد اقامه كند ، بعضى گفتهاند « 2 » : بايد نيّت او چنان باشد كه تا وسط روز يازدهم بماند . و بنابراين ، يك روز از ده روز ملفّق از روز دخول و خروج خواهد بود .
و بعضى « 3 » گفتهاند : روز ملفّق كافى نيست « 4 » و بايد روز دخول و خروج را بيندازد و قصد او چنان باشد كه به غير از روز دخول و خروج ، ده روز كامل بماند ، و اين ، احوط ، بلكه اظهر است .
مسألهء دوم : در هر جا كه قصد اقامه شود ، تمام كردن نماز واجب است ؛ خواه شهر باشد يا ده يا بيابان . و فرقى نيست ميان آن كه عازم باشد كه بعد از تمام شدن ده روز سفر كند يا عازم نباشد .
مسألهء سيم : كسى كه قصد اقامهء ده روز در شهر يا دهى كند ، لازم است كه قصد او
هامش
( 1 ) . مختلف الشيعة 2 : 536 ، مسألهء 394 .
( 2 ) . ذكرى الشيعة 4 : 304 ؛ روض الجنان 2 : 1029 ؛ بحار الأنوار 86 : 42 .
( 3 ) . مدارك الأحكام 4 : 460 .
( 4 ) . دور نيست كه روز ملفّق نيز كافى باشد . ( احمد )