تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
نشود ، واجب است قصر كند . و ظاهر آن است كه اين معنا ، يعنى طول مكث در نزديكى شهر و داخل نشدن در آن ، باعث اتمام نماز و بيرون رفتن از اسم مسافر نمىشود ؛ زيرا كه اين شخص ، سفر او تا نهايت مسافت رسيده و شرعا بر او مسافر صادق است . و كسى كه سفر او به انتهاى مسافت رسد ، وقتى سفرش قطع مىشود و اتمام بر او لازم مىشود كه به وطن خود داخل شود يا در غير وطن ده روز اقامت كند يا سى روز بر سبيل تردد بماند . و بدون حصول يكى از اين سه چيز در حال سفر و وظيفهء مسافر كه قصر باشد ، باقى خواهد بود . و شكى نيست كه هيچ يك از اين سه چيز ، در حق شخص مذكور حاصل نشده .

مسألهء ششم : هرگاه موضعى كه مقصد مسافر است دو راه داشته باشد

كه يكى به حدّ مسافت شرعى باشد و ديگرى نباشد ، جايز است از براى او كه از هر يك از اين دو راه كه خواهد برود و اگر چه از راه دور تر برود به قصد اين كه نماز را قصر كند . و خلافى نيست در اين كه اگر از راهى رود كه حدّ مسافت است ، بايد قصر كند . و اگر از راهى رود كه حدّ مسافت نيست ، بايد اتمام كند . و بنابراين اگر قصد موضعى داشته باشد كه از منزل او تا آن موضع يك فرسخ باشد ، ليكن مقصود او چنان باشد كه از منزل خود به دهى رود كه از منزل او تا آن ده دو فرسخ باشد ، و از آنجا به دهى ديگر رود كه از ده اول تا آن ده نيز دو فرسخ باشد و از آن ده به مقصد [ ى ] رود كه ما بين آن ده و مقصد ، چهار فرسخ باشد در اين صورت واجب است قصر كند و اگر چه از منزل او تا مقصد ، بيش از يك فرسخ نبوده .

مسألهء هفتم : هرگاه شخصى قصد كند كه در يك روز ، سه مرتبه يا بيشتر

از منزل خود تا سه فرسخ برود و برگردد ، جايز نيست كه در حين تردد نماز را قصر كند ؛ بلكه لازم است كه نماز را تمام كند و اگر چه در وقت برگشتن ، از حدّ ترخص نگذرد ، يعنى به موضعى نرسد كه اذان شهر را بشنود .

شرط دوم : قصد مسافت است

؛ پس اگر كسى اضعاف مسافت شرعى را قصد