و جمعى « 1 » چون ابن بابويه و شيخ مفيد و شيخ طوسى ، در اين صورت قايل به تخيير شدهاند ؛ يعنى گفتهاند : در اين صورت مسافر خواهد ، نماز را قصر كند و خواهد ، اتمام كند . و ابن ابى عقيل « 2 » ، در اين صورت قصر را متعيّن و لازم دانسته و اتمام را جايز ندانسته است .
و آن چه نظر به ادله و اخبار در نظر فقير راجح است ، آن است كه در اين صورت مخيّر است « 3 » ميانهء قصر و اتمام ؛ هم چنان كه مذهب ابن بابويه و شيخين است . ليكن اگر پيش از ده روز قصد عود به مكان خود داشته باشد ، افضل آن است كه قصر كند . و اگر پيش از ده روز ارادهء عود به مكان خود نداشته باشد و قصد اقامهء ده روز در مقصد داشته باشد ، افضل و احوط آن است كه در عرض راه ، نماز را تمام كند . و اگر در برگشتن و برنگشتن پيش از ده روز متردد باشد ، حكم به افضليت قصر يا اتمام ، خالى از اشكال نيست ، ليكن تخيير از براى او ثابت است .
و در اينجا چند مسأله است كه بايد به آن اشاره شود :
مسألهء اول : هر فرسخى سه ميل است
و هر - ميلى بنابر اقرب و اشهر - چهار هزار گز است ، به گز دست . و هر گزى ، بيست و چهار انگشت است كه به عرض ، در پهلوى هم باشد . و هر انگشتى هفت جو متوسط است كه به عرض در پهلوى هم باشند . و هر جوى به قدر هفت مو از موهاى يال يا پوست كه به عرض ، در پهلوى هم باشند . پس فرسخ شرعى ، دوازده هزار گز شرعى است .
و اكثر اهل لغت ، ميل را تفسير به « مدّ بصر » كردهاند و مراد از « مدّ بصر » قدرى است از مسافت كه كسى كه بينايى و قوت چشم او در حدّ وسط و اعتدال باشد ، در آن قدر از مسافت در زمين هموار ، سواره را از پياده تميز دهد و در بيشتر از آن مسافت ،
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه 1 : 436 ، ذيل ح 1268 ؛ المقنعة 349 ؛ المبسوط 1 : 141 .
( 2 ) . علامه در مختلف الشيعة 2 : 256 ، مسألهء 390 ، از ابن ابى عقيل نقل كرده است .
( 3 ) . حق در اين مسأله چنان است كه فرمودهاند ؛ يعنى هرگاه مسافت به چهار فرسخ رسيده باشد و به هشت فرسخ نرسيده باشد ، مسافر مخير است ميان قصر و اتمام ، با افضليت قصر . ليكن ظاهر آن است كه مطلقا قصر افضل باشد ؛ خواه اراده عود قبل از ده روز داشته باشد يا متردد باشد . ( احمد )