تميز ندهد . و اين تفسير ، قريب به تفسير اول است كه چهار هزار گز باشد . و چون هشت فرسخ شرعى غالبا برابر است با يك روز راهى كه شتر باردار آن را مىرود به رفتار معتدل و در روز معتدل در درازى و كوتاهى و در زمين معتدل در هموارى و ناهموارى ، و از اين جهت در شرع ، تحديد مسافت به هر يك از اين دو تحديد ، يعنى هشت فرسخ به قدر مسير قافله شتر در يك روز شده است و به هر يك از اين دو تحديد ، عمل مىتوان نمود . پس اگر در بعضى اوقات اختلاف در ما بين آن دو تحديد به هم رسد ، يعنى راهى از قدر رفتار شتر در يك روز كمتر باشد و هشت فرسخ باشد يا بالعكس ، لازم مىآيد كه عمل به تحديدى شود كه به آن حد ، مسافت متحقق شده ؛ پس همين كه مسافت به يكى از اين دو تقدير متحقق شود ، قصر نماز لازم است .
و ظاهر آن است كه مراد از روز سير شتر ، روز صوم باشد كه از طلوع صبح تا غروب آفتاب است .
مسألهء دوم : در هر شهرى كه به حسب عرف كوچك يا معتدل و وسط باشد
، از آخر خطهء آن ، يعنى از دروازه كه از آن بيرون مىرود ، ابتداى مسافت اعتبار مىشود . و در هر شهرى كه عرفا « 1 » بزرگ باشد چون شام و اصفهان ، ابتداى مسافت از آخر محلهاى كه مسافر در آن ساكن بوده اعتبار مىشود .
مسألهء سيم : وقتى قصر واجب مىشود كه مسافتى كه قطع آن در نظر است
، معلوم باشد كه به حد مسافت شرعى ، يعنى چهار فرسخ يا هشت فرسخ رسيده . و معلوم شدن ، يا به پيمودن و امتحان از رفتار شتر است ، يا به شهادت عدلين است ، يا به شياع و تواتر در ميان مردمان . و مادامىكه به يكى از اين طريق ، حدّ مسافت شرعى ثابت نشود ، واجب است كه نماز را تمام كند . و به قول يك نفر و اگر چه عادل باشد ، يا چند نفر غير عادل كه قول ايشان افادهء علم نكند ، مسافت شرعى ثابت نمىشود . و اگر دو نفر عادل شهادت دهند كه اين راه به حدّ مسافت شرعى رسيده و دو عادل ديگر
هامش
( 1 ) . ظاهر آن است كه شهر بزرگ نيز مانند شهر كوچك باشد و بايد ابتداى مسافت را آخر شهر قرار داد .
( احمد )