پس عوض هر يك از نماز دو ركعتى ، دو نوبت گويد و عوض نماز مغرب ، سه نوبت گويد و نيّت و تكبيرة الاحرام و سجود و تشهّد و تسليم به جا آورد ، و همين قدر از نماز مجزى است و بعد ، احتياج به اعاده و قضا نيست .
و كسى كه از سيل يا درنده ترسد ، نماز شدت خوف را به جا آورد . و اقرب آن است كه در اين صورت ، نماز را قصر مىكند . و كسى كه به گل فرو رفته باشد يا به آب غرق شده باشد ، به هر نحوى كه قدرت داشته باشد نماز مىكند و از براى ركوع و سجود ، اشاره مىكند ، ليكن نماز را تمام مىكند و قصر نمىكند ؛ مگر در سفر يا در حال خوف .
مقصد چهارم در نماز سفر
و در آن دو فصل است :
فصل اول : در شروط قصر
بدان كه واجب است بر مسافر كه هر يك از نماز چهار ركعتى ، يعنى ظهر و عصر و عشا را قصر كند ؛ يعنى دو ركعتى بگذارد . ليكن قصر كردن مسافر مشروط به چند شرط است :
شرط اول : مسافت
، و در تعيين حدّ مسافت كه موجب قصر نماز است ، در ميان علما خلاف است . و خلافى نيست كه اگر مسافت هشت فرسخ شرعى باشد ، موجب قصر است . و همچنين شبههاى نيست در اين كه اگر مسافت به چهار فرسخ رسيده باشد و به هشت فرسخ نرسيده باشد و خواهد در آن روز يا آن شب برگردد ، بايد قصر كند . و اما اگر به چهار فرسخ رسيده باشد و به هشت فرسخ نرسيده باشد و ارادهء بازگشتن در آن روز و در آن شب نداشته باشد ، اكثر ، قصر را جايز نمىدانند و اتمام را واجب دانستهاند .