دوازدهم : آن كه هرگاه مأموم قرائت كند و پيش از امام از قرائت فارغ شود ، تسبيح بگويد تا امام فارغ شود .
سيزدهم : آن كه در وقت فارغ شدن امام از فاتحه و در وقتى كه « سمع اللّه لمن حمده » گويد ، مأموم بگويد : « الحمد للّه رب العالمين » .
چهاردهم : آن كه امام هرگاه دعايى مىكند ، بايد عام باشد و خود را مخصوص به دعا نسازد .
پانزدهم : آن كه امام بعد از فارغ شدن از نماز ، در همان مكانى كه نماز گذارده نافله به جا نياورد و اگر خواهد نافله به جا آورد ، مكان را تغيير دهد و نافله كند .
شانزدهم : آن كه هرگاه مأموم در اثناى نماز به امام ملحق شده باشد و امام بنشيند از جهت خواندن تشهّد و محل خواندن تشهّد مأموم نباشد در آن وقت مأموم تجافى به عمل آورد و در تشهّد متابعت امام كند و مراد از تجافى آن است كه بر زمين متمكن و مستقر نشود ، بلكه بر قدم نشيند و ساق دستها را از پهلو جدا سازد و كفهاى دست را بر زمين گذارد .
هفدهم : آن كه برخاستن امام و مأمومين به نماز ، بعد از آن باشد كه « مؤذن قد قامت الصلاة » گويد .
اما مكروهات نماز جماعت چند چيز است :
اول : نافله به جا آوردن در وقتى كه مؤذن اقامه گويد .
دوم : تكلّم كردن « 1 » بعد از آن كه مؤذن « قد قامت الصلاة » گويد ؛ مگر تكلّمى كه متعلق بر راست كردن صفها باشد .
سيم : آن كه يك مأموم در عقب صفوف تنها بايستد و داخل صف نشود ؛ مگر آن كه در هيچ يك از صفها جا نباشد .
چهارم : آن كه اطفال و بندگان را در صف اول جاى دهند .
هامش
( 1 ) . احوط آن است كه به قدر امكان احتراز از تكلّم بشود ؛ مگر آن چه را استثنا فرمودهاند . ( احمد )