به بعضى از صفات مذكوره اولى باشد ، افضل از جهت او آن است كه خود نماز كند و اذن به ديگرى ندهد تا حق بر محلّ خود قرار گيرد و مىتواند « 1 » شد كه اختلاف ، شامل صورتى باشد كه هر يك خواهد ديگرى را پيش بدارد و مردمان به او اقتدا كنند ؛ زيرا كه شبههاى نيست كه در اين صورت نيز بايد رجوع به مرجحات مذكوره شود .
مسألهء هفدهم : جمعى « 2 » گفتهاند كه : اگر در مسجدى نماز جماعت گذارده شود
، مكروه است كه نوبت ديگر همان نماز به جماعتى ديگر در آن مسجد گذارده شود . و جمعى « 3 » گفتهاند كه : كراهتى در آن نيست ، مگر اين كه قصد مأمومين در جماعت دوم تخلّف از پيش نماز اول باشد ؛ زيرا كه اين باعث اختلاف قلوب و تفرق نفوس است ، و اين اقرب است .
مسألهء هيجدهم : نماز جماعت در كشتى جايز است
و جايز است كه پيش نماز با بعضى مأمومين در يك كشتى باشند ؛ و بعضى از مأمومين در كشتى ديگر باشند ؛ به شرطى كه حايلى يا دورى بسيارى كه جايز نيست در ما بين آن دو كشتى نباشد . و اگر كشتى مأمومين به وزيدن باد مقدم بر كشتى امام شود ، واجب است كه مأمومين ، نيّت انفراد كنند و نماز خود را تمام كنند . و اگر بر نيّت جماعت بمانند ، نماز ايشان باطل است .
فصل پنجم : در مستحبات و مكروهات نماز جماعت
اما مستحبات آن چند چيز است :
اول : آن كه صفهاى نماز جماعت را راست بدارند .
دوم : آن كه در صف اول ، اهل فضل و تقوا بايستند و در صف دوم ، جماعتى كه از ايشان پستتر باشند و از اهل صف سيم بالاتر باشند . و همچنين بايد اهل صف پيش ،
هامش
( 1 ) . در نسخهء « الف » : « نمىتواند » .
( 2 ) . المبسوط 1 : 152 ؛ السرائر 1 : 289 .
( 3 ) . تذكرة الفقهاء 4 : 234 ، مسألهء 534 ؛ ذكرى الشيعة 4 : 379 .