مسألهء سيزدهم : اگر نماز مأموم بيشتر از نماز امام باشد
، هم چنان كه مأموم حاضر باشد و امام مسافر يا اين كه مأموم در اثناى نماز رسيده باشد ، پس اگر خواهد ، پيش از آن كه پيش نماز سلام دهد برخيزد و باقى نماز خود را به جا آورد و اگر خواهد ، صبر كند تا او سلام دهد و بعد از آن ، نماز خود را تمام كند ، و صبر كردن افضل است .
و اگر نماز مأموم كمتر باشد از نماز امام ، هم چنان كه مأموم ، مسافر باشد و امام ، حاضر ، پس مأموم بعد از فراغ از تشهّد اگر خواهد ، انتظار امام كشد تا وقتى كه سلام دهد او نيز سلام دهد و اگر خواهد ، بىانتظار سلام دهد .
مسألهء چهاردهم : هرگاه مأموم مسافر باشد و امام حاضر
، چون مأموم دو ركعت خود را به جا آورد و سلام دهد ، مىتواند بنشيند و در تتمه متابعت امام نكند و مىتواند در نماز ديگر خود ، به باقىماندهء نماز امام اقتدا كند كه دو نماز خود را با يك نماز امام به جا آورده باشد .
مسألهء پانزدهم : اگر امام داخل نماز شود يا اقامت گفته شود
و مأموم در نافله باشد و ترسد كه [ تا ] نافلهء او تمام شود ، يك ركعت يا بيشتر از نماز جماعت او فوت شود ، سنّت است كه نافله را قطع كند و اقتدا كند .
و اگر در وقت داخل شدن امام در نماز ، مأموم مشغول نماز فريضه باشد و بيم فوت چيزى از نماز جماعت باشد ، سنّت است كه عدول به نافله كند و نافله را تمام كند و اقتدا كند . و اگر عدول به نافله نيز باعث فوت چيزى از نماز جماعت باشد ، مىتواند فريضه را قطع كند « 1 » و اقتدا كند و عدول به نافله نكند .
مسألهء شانزدهم : پيش نمازى كه صاحب مسجد باشد
و هميشه يا غالب اوقات در آنجا امامت كند ، اولى است از غير ، به شرطى كه صفات پيش نمازى در او باشد . و مكروه است كه بدون اذن او ديگرى را بر او مقدم دارند و اگر چه آن ديگر افضل باشد .
و همچنين صاحب منزل هرگاه مستجمع شرايط امامت باشد ، از غير اولى است و
هامش
( 1 ) . اظهر آن است كه فريضه را مطلقا قطع نتوان كرد . بلى ، مىتواند كه بعد از آن كه از فريضه عدول به نافله كند ، قطع كند ، كه قطع ، به نافله تعلق گيرد . ( احمد )