تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
گذارد ، جايز نيست شخصى را كه قادر بر ايستادن باشد به او اقتدا كند . اما كسى كه او نيز قدرت بر ايستادن نداشته باشد ، جايز است كه به او اقتدا كند .

هفتم : آن كه قادر بر به جا آوردن اقلّ واجب قرائت باشد .

پس اگر قادر بر اقلّ واجب قرائت نباشد و از اخراج بعضى از حروف فاتحه و سوره و اذكار واجبى عاجز باشد يا بعضى از اعراب آن‌ها را نتواند درست بگويد ، جايز نيست كه پيش نمازى شخصى را كند كه بر آن قادر باشد . بلى ، جايز است كه پيش نمازى مثل خود را كند . و همچنين جايز نيست كه پيش نمازى شخصى كه در زبان او آفتى باشد كه حرفى را به حرفى ديگر تبديل كند ؛ مگر از براى كسى كه مثل خود باشد . و ظاهر آن است كه عاجز از قدر واجب قرائت و تبديل كنندهء حرفى به حرف ديگر با وجود امكان ، واجب باشد بر او حاضر شدن به جماعت و اقتدا كردن او به كسى كه قرائت او صحيح باشد و در زبان او آفتى نباشد و ساير شروط جماعت در او باشد .

هشتم : آن كه مرد باشد اگر پيش نمازى مردان را كند

؛ زيرا كه جايز نيست كه زن ، پيش نمازى مردان را بكند ؛ خواه آن مردان نامحرم باشند يا محرم . اما پيش نمازى زن « 1 » از براى زنان جايز است . و جايز است كه مرد ، پيش نمازى زنان و خنثى را بكند و خنثى را جايز است كه پيش نمازى زنان كند و جايز نيست كه پيش نمازى مردان يا مثل خود را كند .

نهم : آن كه مبتلا به مرض جذام و برص نباشد

، مگر اين كه پيش نمازى جماعتى را كند كه در اين دو علت مثل او باشند . و اكثر ، پيش نمازى صاحب اين دو علت را مكروه دانسته‌اند نه حرام . و اقوى حرمت است .

دهم : آن كه ختنه او شده باشد

يا تأخير و ترك ختنه او به اختيار او نبوده و خود
هامش
( 1 ) . احوط آن است كه زنان ، پيش نمازى زنان را نكنند ؛ اگر چه عدم جواز معلوم نيست . ( احمد )