تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
به جا آورد كه صادق باشد كه جنس حرام را بسيار مرتكب مىشود . و مراد از مروت آن است كه اجتناب كند از هر چيزى كه دلالت بر خساست نفس و دنائت طبع كند ، چون چيزى خوردن در بازار و بول كردن در شوارع و كشف نمودن سر در مجامع و بوسيدن زوجهء خود را در حضور جمعى و بسيار ذكر كردن حكايات مضحكه و پوشيدن لباسى كه زىّ او نيست و امثال اين‌ها . و اين معنا به حسب زمان‌ها و شهرها مختلف مىشود و كسى كه عادل است ، مراعات اين معنا را به حسب ازمنه و امكنه به جا مىآورد . و خلافى نيست در اين كه حقيقت عدالت ، ملكهء مذكوره است ؛ يعنى ملكه‌اى كه موجب اجتناب مذكور باشد ، ليكن خلاف است در طريق شناختن و دانستن آن . و اقوى در نظر فقير آن است كه طريق دانستن آن ، معاشرت باطنيه است يا شهادت دو نفر عادل يا تواتر و شياع كه فلان كس عادل است ، و مجرد حسن ظاهر يا ظاهر اسلام ، در حكم به وجود عدالت كافى نيست . و عجب است از جمعى « 1 » معاصرين كه حسن ظاهر يا ظاهر اسلام را قسيم ملكهء مذكوره قرار مىدهند و در محل تحرير نزاع مىگويند : عدالت يا ملكه مذكوره يا حسن ظاهر يا ظاهر اسلام است ، و حال اين كه تتبع ، گواه است كه در ميان اهل علم و ارباب تصانيف خلافى نيست كه عدالت ، ملكه مذكوره است . و خلاف در اين است كه دليل بر آن و طريق شناختن آن آيا معاشرت است يا حسن ظاهر يا ظاهر اسلام ؟ پس تحرير نمودن ايشان محل نزاع را به نحو مذكور ، ناشى از غفلت است . و به هر تقدير ، شبهه‌اى نيست كه اگر از پيش نماز گناه كبيره صادر شود ، فاسق است و از عدالت بيرون است و اقتدا به او جايز نيست . و هرگاه تائب شود و علم به توبه نمودن او به هم رسد ، عود به عدالت مىكند و آن وقت اقتدا به او جايز است . تا كسى علم شرعى به عدالت پيش نماز به هم نرساند ، به معاشرت يا به تواتر و
هامش
( 1 ) . مفتاح الكرامة 3 : 82 .