به عمل آورده باشد و هم نماز خود را بر بهترين احوال كرده باشد .
چهارم : آن كه عادل باشد .
« 1 » و مراد از عدالت ، ملكهاى است كه در نفس ثابت باشد به حيثيتى كه صاحب آن ملكه از گناهان كبيره اجتناب كند و اصرار بر گناهان صغيره نداشته باشد و ملازم مروت نيز باشد .
و مراد از گناه كبيره ، هر گناهى است كه در قرآن ، وعيد عذاب بر آن شده باشد ؛ چون قتل ناحق و خوردن مال يتيم به ظلم و عقوق والدين و ربا و زنا و شرب خمر و امثال اينها .
و مراد از اصرار بر گناهان صغيره آن است كه بسيار مرتكب فعل حرام شود ؛ خواه يك نوع فعل حرام بسيار به جا آورد و خواه چند نوع فعل حرام را بر سبيل بدليت
هامش
( 1 ) . بدان كه خلاصهء آن چه در اين مقام معلوم شد اين است كه عدالت ، ملكهء مذكوره است و شناختن آن موقوف است بر معاشرت باطنيه يا شهادت عدلين يا تواتر . و شكى نيست كه اگر چنين باشد ، لازم مىآيد تعطيل بسيارى از احكام و حرج در امر مسلمانان . و از اين جهت در اواخر ، رأى مقدس ايشان از اين منحرف شد و معاشرت باطنيه را شرط نمىدانستند ، بلكه مىفرمودند كه : عدالت اگر چه ملكه است ، و ليكن در شناختن آن حسن ظاهرى كه از آن ظن به وجود ملكه به هم رسد كافى است ، نه مطلق حسن ظاهر . و در كتاب قضاى « معتمد » ، به همين تصريح فرمودهاند و آن چه هم ادله بر آن دلالت مىكند همين است .
بيان اين معنا آن است كه هر كسى را كه به ما لازم است حكم به عدالت آن كنيم ، كسى است كه ما از آن ، گناه كبيره يا اصرار بر صغيره نديده باشيم و اگر ديده باشيم ، علم به توبهء او داشته باشيم . و آن چه هم باعث ترك مروت مىشود ، ظاهر آن است كه داخل صغيره است . و اگر ببينيم كه صغيره از او سر زند و خجل و پشيمان شود و ببينيم كه راغب به افعال مستحبه است و ميل به جماعت و محافظت بر اوقات صلوات است و ساير امورى كه از شرع مقدس مدح آن رسيده دارد و از بعضى آشنايان و همسايگان او و كسانى كه معاشرت آنها به او بيشتر است از ما بشنويم كه بگويند كه ما نيز از او كبيره يا اصرار بر صغيره نديدهايم و از كسى هم كه قول او از حسد و كينه عارى باشد نشنيدهايم و او را راغب در افعال مستحبه و سنن نبويه ديدهايم ، پس هر كه چنين باشد او را عادل مىتوان گفت و احتياج به معاشرت باطنيه نيست .
و مخفى نماند كه اگر چه اجتناب از كبيره و عدم اصرار بر صغيره آن چه را بايد شامل است ، ليكن بسيارى بر اكثر مردم مخفى است ؛ مثلا شرط است در عدالت آدمى كه بناى عبادات او بر اصل صحيحى باشد ، چنان چه در اول كتاب گذشت . و همچنين بايد از حسد و كبر و ريا و حب دنيا و كينه و ساير صفات ذميمه كه مذمت آنها از احاديث و آيات رسيده خالى باشد يا در صدد مجاهده باشد . ( احمد )