نيست به اعتبار عادل نبودن ايشان .
و همچنين مكروه است پيش نمازى كسى كه مأمومين ، رغبت به امامت او نداشته باشند و اگر چه عادل باشد ؛ مگر اين كه كراهت مأمومين از راه شدت ديندارى و صلابت او در امور دين باشد كه در اين صورت ، پيش نمازى او مكروه نيست و مأمومين ، آثم خواهند بود .
و همچنين مكروه است امامت كسى كه به واسطهء ضرورت نتواند وضو سازد و نماز به تيمم گذارد جهت جماعتى كه وضو داشته باشند .
و نيز مكروه است امامت كسى كه مسافر باشد و نماز را قصر كند جهت كسى كه در حضر باشد و نماز را تمام كند ، و عكس نيز مكروه است . و ظاهر ، آن است كه كراهت در صورتى باشد كه اقتدا كردن در نمازى باشد كه در سفر قصر مىشود ؛ چون ظهر و عصر و عشا ، اما در نمازى كه در سفر قصر نمىشود ، مانند صبح و مغرب كراهتى نيست .
و همچنين مكروه است پيش نمازى محبوس جهت كسى كه در حبس نباشد ، و پيش نمازى بنده ؛ مگر از جهت اهل خود .
فصل سيّم : در شروط صحّت نماز جماعت
بدان كه در تحقق و صحّت نماز جماعت چند امر شرط است :
اول : آن كه مأموم ، پيش نماز را ببيند
يا كسى از مأمومين را ببيند كه بىواسطه يا به يك واسطه يا چند واسطه ، پيش نماز را ببيند . پس اگر ديوار يا پردهاى ميان امام و مأموم حايل و مانع باشد به نحوى كه مأموم نه پيش نماز را ببيند و نه كسى كه به واسطه يا به وسايط پيش نماز را ببيند ، نماز او باطل است .
و اين شرط در صورتى است كه مأموم ، مرد باشد . و اگر زن به مرد اقتدا كند و حايل در ميان باشد ، نماز زن صحيح است . و اگر حايل كوتاه باشد چنان كه مانع از ديدن پيش نماز باشد ، در وقت تشهّد نه در وقت قيام ، باكى از اين نيست و نماز جماعت صحيح