متمكن از ختنه نشده . پس اگر با وجود قدرت بر ختنه ، ترك كرده باشد ، پيش نمازى او جايز نيست .
و بعضى « 1 » ، پيش نمازى كسى را كه ختنه نشده باشد ، مطلقا مكروه دانستهاند . و بعضى « 2 » مطلقا حرام دانستهاند . و اقوى تفصيلى است كه ما ذكر كردهايم .
و ديگر از جملهء شرايط پيش نمازى - هم چنان كه شهيد « 3 » و ديگران نقل كردهاند - آن است كه قادر بر ستر عورت و استقبال قبله باشد . پس هرگاه قادر نباشد ، نمىتواند پيش نمازى جماعتى را بكند كه عورت ايشان پوشيده باشد و رو به قبله ايستاده باشند .
بلى ، پيش نمازى امثال خود را مىتوان كرد . و ظاهر آن است كه هر كه پيش نمازى او حرام است و جايز نيست ، هرگاه پيش نمازى كند نمازش باطل است و بر او و بر مأمومين اعادهء آن نماز لازم است .
و مكروه است كه پيش نماز ، كور يا لنگ يا صاحب افليج يا جولا يا حجام يا دباغ يا كناس باشد . و ظاهر آن است كه پيش نمازى هر مريض و ناقصى به جهت صحيح و كامل مكروه باشد .
و همچنين مكروه است پيش نمازى كسى كه گناهى كرده باشد كه موجب حدّ شرعى باشد و به اين سبب او را پيش از اين ، حدّ زده باشند و بعد از آن توبه كرده باشد و عادل شده باشد . و همچنين مكروه است امامت عربان باديه و صحرانشينان از براى اهل شهر .
و بعضى « 4 » اين را حرام دانستهاند . و اقوى كراهت است ؛ مگر اين كه به حكم امام يا نايب او مهاجرت به شهر بر ايشان لازم شده باشد و ايشان اطاعت نكرده باشند ، يا آن كه جاهل به شرايع و احكام اسلام باشند كه در اين صورت پيش نمازى ايشان جايز
هامش
( 1 ) . شرائع الإسلام 1 : 115 ؛ قواعد الأحكام 1 : 317 .
( 2 ) . جمل العلم و العمل ( ضمن رسائل الشريف المرتضى ) 3 : 39 ؛ المبسوط 1 : 155 .
( 3 ) . ذكرى الشيعة 4 : 498 .
( 4 ) . المقنع : 35 ؛ الخلاف 1 : 561 ، مسألهء 312 ؛ المهذّب 1 : 80 .