پنجم : نماز استسقاء كه نماز طلب باران است .
ششم : بنابر قول بعضى « 1 » ، نمازى كه پيش نماز يك نوبت آن را گذارده باشد و جمعى حاضر شوند و خواهند كه اقتدا به او كنند و آن نماز را به جماعت دريابند . پس سنّت است كه پيش نماز ، نوبت ديگر آن نماز را بگذارد و جمعى كه با او آن نماز را گذاردهاند نيز سنّت است كه نوبت ديگر با او آن نماز را بگذارند .
و دليل آن ظاهر نيست ، بلكه اظهر عدم مشروعيت اعاده است از جهت كسى كه يك نوبت نمازى به جماعت گذارده باشد به طريق امامت يا مأموميّت . بلكه اعاده به جماعت مستحب است از براى كسى كه به انفراد نماز كرده باشد ، هم چنان كه مذكور مىشود . و امام و آن جمعى كه يك نوبت آن نماز را گذارده بودند ، بر فرض مشروعيت اعاده از جهت ايشان ، در نوبت دوم در نيّت ، قصد سنّت مىكنند و جماعتى كه ابتدا نرسيده بودند و نماز دوم ، نماز اول ايشان است ، نيّت وجوب مىكنند .
و در چهار جا نماز جماعت واجب است :
اول : نماز جمعه ؛ خواه بر سبيل وجوب گذارد يا بر سبيل استحباب .
دوم : نماز عيد قربان ، هرگاه واجب باشد .
سوم : نماز عيد رمضان ، هرگاه واجب باشد .
چهارم : در هر نمازى از نمازهايى كه جماعت در آن مستحب است ، هرگاه جماعت را بر خود به نذر يا قسم يا عهد واجب كند .
و در نمازهاى سنّتى ، جماعت حرام است ؛ مگر در نماز طلب باران - هم چنان كه مذكور شد - و نماز عيدين - هرگاه واجب نباشد - و نماز ميّتى كه به شش سال نرسيده باشد و در نماز عيد غدير ، در نزد بعضى « 2 » از فقها .
هامش
( 1 ) . تذكرة الفقهاء 4 : 333 ، مسألهء 598 ؛ البيان : 239 ؛ روض الجنان 2 : 989 .
( 2 ) . المقنعة : 204 ؛ الكافي في الفقه : 160 ؛ الجعفرية ( ضمن رسائل المحقق الكركي ) 1 : 135 .