همهء قرص ماه يا آفتاب گرفته باشد و كسى نماز آن را نكند تا وقت بگذرد ، بايد آن را قضا كند ؛ خواه پيش از خروج وقت بر آن مطلع شده باشد يا بعد از آن ، و خواه عمدا آن نماز را ترك كرده باشد ، يا فراموش كرده باشد . و اگر همهء قرص ماه يا آفتاب گرفته نشده باشد ، بلكه بعضى از قرص گرفته شده باشد ، در اين صورت اگر بعد از خروج وقت بر آن مطلع شود ، قضا ندارد و اگر پيش از خروج وقت بر آن مطلع شده و از روى عمد يا فراموشى آن را به جا نياورده ، لازم است كه آن را قضا كند .
مسألهء يازدهم : اگر بر ذمّهء كسى نماز قضا واجب باشد
، هرگاه وقت فريضهء حاضره تنگ باشد ، خلافى نيست در اين كه بايد نماز قضا را ترك كند و نماز حاضره را به جا آورد و اگر وقت حاضره وسعت داشته باشد ، اكثر متقدمين بر آناند كه واجب است تقديم قضا بر نماز حاضره ، و جايز نيست كه نماز حاضره را به جا آورد . بلكه بعضى « 1 » گفتهاند كه : قضاى فرايض ، واجب فورى است ؛ يعنى هر وقت كه متذكر آن شود واجب است كه جميع امور را ترك كند - چه از مباحات و چه از مستحبات و چه از واجبات موسّعه - و مشغول قضاى آن نمازى شود كه فوت شده .
و گفتهاند كه : اگر از روى فراموشى مشغول جا آوردن فريضهء حاضره شود ، واجب است كه عدول كند به قضاى آن چه فوت شده ، هرگاه عدول ممكن باشد . و حق آن است كه تقديم قضا بر فريضهء حاضره با وجود وسعت وقت آن واجب نيست .
و هر كه بر ذمّهء او نماز قضايى باشد ، نمازهاى واجبهء يوميّه حاضره را مىتواند به جا آورد ، و اگر چه وقت آنها وسعت داشته باشد . بلى ، با وجود وسعت وقت ، سنّت است تقديم قضاى آن چه فوت شده است بر نمازهاى حاضره . و اگر داخل فريضهء حاضره شود ، سنّت است كه عدول كند به قضا ، هرگاه عدول ممكن باشد .
و همچنين اقوى آن است كه كسى كه بر ذمّهء او نماز قضا واجب باشد ، خواه از خود باشد و خواه از قبل پدر و مادر يا به اجاره بر او لازم شده باشد ، مىتواند نمازهاى
هامش
( 1 ) . أجوبة المسائل الرسيّة ( ضمن رسائل الشريف المرتضى ) 2 : 365 ؛ المهذّب 1 : 125 ؛ الكافي في الفقه : 149 .