قصر ، بعد از آن ، مغربى تمام ، بعد از آن ، عشايى تمام ، بعد از آن ، عشايى قصر .
و همچنين اگر پنج نماز شبانه روزى فوت شده باشد در حضر ، پنج نماز حضر را مىكند و اگر در سفر فوت شده باشد ، پنج نماز سفر را مىكند . و اگر نداند كه در حضر يا سفر فوت شده ، هشت نماز به طريقى كه مذكور شد بگذارد .
و مخفى نماند كه آن چه مذكور شد ، همه در صورتى است كه چند نمازى كه فوت شده و تعيين آنها را نمىداند از يك روز باشد .
و اگر هر نمازى از روزى باشد ، يا نداند كه همه از يك روز است يا هر يكى از روزى است ، در اين صورت محتمل خواهد بود كه آن دو نماز از يك وقت باشد ، مثل اين كه هر دو ، نماز صبح باشند يا هر دو ظهر . پس بايد به نحوى تكرار به عمل آيد كه بر هر تقدير ، برائت ذمّه به هم رسد . و طريق آن است كه اگر دو نماز ، فوت شده باشد و هر كدام از روزى باشد يا نداند كه هر دو از يك روز است يا هر يكى از روزى ، پس اگر در حضر باشد بايد از براى هر روزى سه نماز به جا آورد : صبحى و مغربى و يك چهار ركعتى كه مردّد باشد ميانهء ظهر و عصر و عشا .
و اگر در سفر باشد ، از براى هر روزى دو نماز گذارد : مغربى و يك دو ركعتى كه مردّد باشد ميانهء صبح و ظهر و عصر و عشا .
و اگر نداند كه در حضر بوده يا سفر ، بايد صبحى و مغربى به جا آورد و يك چهار ركعتى كه مردّد باشد ميانهء ظهر و عصر و عشا ، و مغربى و دو ركعتى كه مردّد باشد ميانهء صبح و ظهر و عصر و عشا . و باقى فروض بر اين را با ملاحظهء آن چه سابقا مذكور شد بايد قياس كرد . و اگر خواهد به نحوى به جا آورد كه ترتيب به عمل آيد ، از آن چه مذكور شد كيفيت آن ظاهر مىشود .
مسألهء نهم : هرگاه از كسى نمازهاى متعدّد فوت شده باشد
، خواه بسيار و خواه كم و عدد آن را نداند ، يا يك نماز معيّن يا چندين نماز معيّنه از او چند دفعه فوت شده باشد و نداند چند نوبت از او فوت شده است ، مشهور آن است كه بايد اين قدر نماز كند كه بر ظن او غالب شود كه آن چه فوت شده بود به عمل آمده . پس اگر داند بيست