احتمالات به عمل مىآيد .
و هرگاه با آن چهار ، عشايى فوت شود ، احتمالات ممكنه صد و بيست است كه حاصل مىشود از ضرب پنج در احتمالات سابقه كه بيست و چهار باشد . و چون اين پنج نماز به نحو مذكور در طريق اخصر گذارده شود ، همهء آن احتمالات به عمل آمده خواهد بود .
و مخفى نماند كه بنابر آنچه اختيار كرديم از واجب نبودن مراعات و ترتيب با وجود عدم علم به آن ، هر چند احتياج به ذكر اين طول و تفصيل نبود ، ليكن آن را ذكر نموديم تا ظاهر شود كه بنابر قول به وجوب مراعات ترتيب با عدم علم به آن ، لا بد است از ارتكاب و تحمل اين طول و تفصيلى كه در نهايت صعوبت و اشكال است و تكليف به آن در غايت استبعاد است . و از اين معلوم مىشود كه حق آن چيزى است كه ما اختيار كرديم .
مسألهء هشتم : اگر از شخصى يك نماز از نمازهاى پنجگانه فوت شده باشد
و نداند كه كدام نماز است ، پس اگر در حضر فوت شده باشد ، يك نماز صبح مىگذارد و يك نماز مغرب و يك چهار ركعت مىكند كه مردّد و مطلق باشد ميانهء ظهر و عصر و عشا و در جهر و اخفات آن مخير است . و همچنين مخير است ميان جهر و اخفات در هر نمازى كه مردّد ميان نماز جهرى و اخفاتى باشد .
و اگر در سفر فوت شده باشد ، يك نماز مغرب مىگذارد و يك دو ركعتى كه مطلق باشد ميانهء صبح و ظهر و عصر و عشا .
و اگر نداند كه در سفر فوت شده يا در حضر يك نماز مغرب گذارد و يك دو ركعتى كند كه مطلق باشد ميانهء صبح و ظهر و عصر و عشا و يك چهار ركعتى مطلق باشد ميانهء ظهر و عصر و عشا .
و اگر دو نماز از يك روز از او فوت شده باشد و تعيين آنها را نداند ، پس اگر در حضر فوت شده باشد ، چهار نماز گذارد صبحى ، و دو چهار ركعتى . چهار ركعتى اول مطلق باشد ميانهء ظهر و عصر ، و چهار ركعتى دوم مطلق باشد ميانهء عصر و عشا ، و