و قضا كردن افضل از تصدّق است .
مسألهء هفتم : اگر از كسى چند نماز فوت شده باشد
و ترتيب آنها را داند ، يعنى داند كه آن چه اول فوت شده است كدام است و آن چه بعد از آن فوت شده كدام است ، و همچنين ترتيب همه را داند ، واجب است - بنابر اشهر و اقوى - كه در قضا كردن ، ترتيب را مراعات كند . و اگر ترتيب آنها را نداند ، خواه ابتدا جاهل به آن بوده يا اول مىدانسته و بعد فراموش نموده ، اقوى آن است كه مراعات ترتيب ، واجب نباشد ، بلكه به هر يك خواهد ابتدا مىتواند نمود .
و اگر چند نماز واجب غير يوميّه از كسى فوت شده باشد ، چون نماز كسوف و نماز طواف و نماز نذر ، پس اگر ترتيب ميان آنها را نداند ، مراعات ترتيب بر او لازم نيست بلا شبهه . و اگر ترتيب آنها را داند ، بعضى « 1 » گفتهاند : مراعات ترتيب در قضا لازم است . و اين احوط است و اگر چه اظهر عدم وجوب است .
و همچنين است حكم در مراعات ترتيب در ما بين قضاى نماز يوميّه و غير يوميّه .
و مخفى نماند كه جماعتى كه مراعات ترتيب را در قضاى نمازهاى يوميّه لازم دانستهاند با وجود عدم علم به ترتيب مىگويند : بايد نمازها را در اين صورت اين قدر مكرر نمود تا علم به حصول ترتيب به هم رسد .
و كيفيت آن به اين طريق است كه اگر از شخصى ظهرى و عصرى فوت شده باشد از دو روز ، يعنى ظهر از روزى و عصر از روز ديگر فوت شده باشد ؛ زيرا كه اگر هر دو از يك روز باشند ، معلوم است كه اول ظهر فوت شده است ، پس علم به حاصل شدن ترتيب در صورت مذكور ، موقوف است بر اين كه سه نماز گذارد : يك عصر ما بين دو ظهر ، يا يك ظهر ما بين دو عصر .
و اگر با ظهر و عصر ، مغربى از روز سيم فوت شده باشد ، به نه نماز ، ترتيب حاصل مىشود و ذمّهء او برى مىشود . به اين طريق كه ظهرى بگذارد ، پس عصرى ، پس
هامش
( 1 ) . الخلاف 1 : 382 مسألهء 139 ؛ تذكرة الفقهاء 2 : 351 ، مسألهء 58 ؛ ذكرى الشيعة 2 : 436 .