مغربى ، و باز عصرى بگذارد ، پس مغربى ، پس ظهرى ، و باز مغربى گذارد ، پس ظهرى ، پس عصرى . و اخصر از اين ، آن است كه اول ظهرى و عصرى و ظهرى به جا آورد پس مغرب را به جا آورد و بعد از آن ، باز ظهرى و عصرى و ظهرى به جا آورد كه در اين صورت ، به هفت نماز ترتيب حاصل مىشود و احتياج به نه نماز نيست .
و اگر با ظهر و عصر و مغرب ، عشايى فوت شده باشد ، شانزده نماز بگذارد ؛ يكى از آن چهار نماز را بگذارد و سه ديگر را بعد ، پس يكى ديگر بگذارد و سه ديگر را بعد ، پس يكى ديگر بگذارد و سه ديگر را بعد از آن ، پس آخر را بگذارد و سه ديگر را بعد از آن . و اخصر از آن ، آن است كه آن هفت نماز كه مذكور شد ، قبل از عشا و بعد از عشا بگذارد تا به پانزده نماز ترتيب حاصل شود و برائت ذمّه به عمل آيد .
و اگر با آن چهار نماز ، صبحى فوت شده باشد ، بيست و پنج نماز بگذارد ؛ به اين طريق كه يكى از آن پنج نماز بگذارد و بعد از آن ، چهار ديگر را ، پس ديگرى را بگذارد و بعد از آن ، چهار ديگر را ، و همچنين تا پنج نوبت تمام شود .
و اخصر از آن ، اين است كه چهار روز نماز به ترتيب بگذارد و بعد از آن ، نماز صبحى به جا آورد كه به بيست و يك نماز ، ترتيب به عمل آيد و برائت ذمّه حاصل شود .
و ضابطه در طريق اول ، يعنى طريق غير اخصر آن است كه ابتدا يكى از آن نمازها كه فوت شده به جا آورد و بعد از آن ، باقى را به هر ترتيبى كه خواهد به عمل آورد ، پس نوبت دوم ابتدا كند به نمازى كه در عقب نمازى بود كه در نوبت اول ابتدا به آن شده بود ، و به همان ترتيب به جا آورد تا در نوبت دوم ختم به نمازى شود كه در نوبت اول ابتدا به آن شده بود .
و به اين طريق ، بايد به قدر اعداد نمازى كه فوت شده ، تكرار همه به عمل آيد ؛ يعنى در هر نوبت لاحق ، به نمازى ختم كند كه « 1 » در نوبت سابق ابتدا به آن شده بود .
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ب » : « ختم شود به نمازى كه » .