اعمال و افعال نماز باشد نمازى از او فوت شود ، جايز است كه او را در ايّام بيمارى و قدرت نداشتن بر قيام و بعضى افعال ، آن نماز را به حسب مقدور قضا كند . و لازم نيست كه قضاى آن نماز را تأخير اندازد تا ايّام صحّت و قدرت داشتن بر همهء افعال .
پس بيمارى كه قادر بر ايستادن نباشد ، جايز است كه نماز قضايى كه بر ذمّت او باشد نشسته به جا آورد .
و اگر قادر بر نشستن نباشد ، بر جانب راست بخوابد و نماز قضا را به جا آورد . و همچنين به هر نحوى كه مقدورش باشد ، به تفصيلى كه سابقا مذكور شد مىتواند به جا آورد .
مسألهء پنجم : هرگاه نمازى از كسى در حضر فوت شود
و در وقت سفر خواهد آن را قضا كند ، بايد آن را به نحوى كه در حضر بر او واجب بود قضا كند ؛ يعنى آن را تمام به جا آورد . و اگر در سفر فوت شده باشد و در حضر قضا كند ، بايد به نحوى كه در سفر بر او واجب بود قضا كند ، يعنى آن را دو ركعت به جا آورد .
و اگر كسى در اول وقت فريضه در حضر باشد و نماز نكرده سفر كند و وقت نماز در سفر باقى باشد و آن را نكند تا فوت شود ، بايد در قضا اعتبار حال سفر كند ، يعنى آن را قصر كند .
و اگر به عكس باشد ، يعنى در اول وقت فريضه ، مسافر بوده و نماز نكرده به وطن خود آيد و وقت نماز در حضر باقى باشد و آن را نكند تا فوت شود ، بايد در قضا اعتبار حال حضر كند و قضاى آن را تمام كند .
مسألهء ششم : هرگاه نوافل مرتّبه از كسى فوت شود
، قضا كردن آن سنّت مؤكد است . و آن چه از نوافل مرتّبه در حال عذر و بيمارى فوت شده باشد ، در قضا كردن آن تأكيد استحباب نيست و اگر چه اصل استحباب باقى است . و اگر قضا كردن نوافل بر او مشكل باشد و خواهد ثواب آن را دريابد ، به عوض هر دو ركعت نافله ، يك مدّ طعام تصدّق كند . و اگر قدرت بر آن نداشته باشد ، به عوض جميع نوافل ، هر شبى يك مدّ طعام تصدّق كند و به عوض نوافل هر روزى ، نيز يك مدّ طعام تصدّق كند ،