و آن چه مذكور شد ، مخصوص است به حيوان و انسانى ديگر و آن چه ملاقى او است از لباس و غير آن . اما در چيزهاى ديگر از قبيل زمين و ظروف و آن چه را آدمى خود « 1 » دارد از لباس و ادوات ، هرگاه نجس شود ، بايد علم يا ظنى كه شرعا معتبر باشد ، به طهارت آن حاصل شود و مجرّد زايل شدن عين نجاست كافى نيست . پس بايد خود آن را بشويد يا دو نفر عادل يا يك نفر عادل شهادت به طهارت آن بدهند . و اگر يك نفر كه عادل نباشد شهادت به پاك شدن آن بدهد ، كافى نيست ، مگر اين كه اطمينان و وثوق به قول او باشد و قراين حاليه ، دلالت بر صدق قول او كند . و بنابراين جامههاى نجسى كه كافران و زنان و كنيزان مىشويند ، اگر اطمينان و وثوق به قول ايشان باشد ، ظاهرا كافى است و عيب ندارد و اگر اطمينان به ايشان نباشد ، كافى نيست .
مسألهء دوم :
هر حيوانى كه نفس سائله نداشته باشد ، يعنى خون جهنده نداشته باشد ، به اعتبار آن كه رگ نداشته باشد - هم چنان كه بعضى « 2 » گفتهاند - يا به اعتبار آن كه جهندگى و سيلان از براى خون او نباشد و اگر چه رگ داشته باشد ، مانند شپش و پشه و كنه ، مردهء آن نجس نيست و هرگاه به آب قليل يا به چيز مايع ديگر بيفتد ، آن ، نجس نمىشود و بر طهارت خود باقى خواهد بود .
مسألهء سيم :
هر كرمى كه در ميان چيزهاى پاك به هم رسد ، مانند كرمى كه در ميان پنير و ميوهها و امثال آنها متكوّن مىشود ، پاك است و اگر در آبى بيفتد ، آن آب بر طهارت خود باقى است . و حق آن است كه كرمى كه از نجاست به هم رسد نيز پاك است ، مانند كرمى كه از فضلهء انسان يا از مايعات نجسه متكوّن مىشود . پس اگر ظاهرش پاك باشد و آلوده به نجاست نباشد ، حكم به طهارت آن مىشود و اگر در ميان آب قليل و مانند آن افتد ، نجس نخواهد شد .
هامش
( 1 ) . بدان كه راجح در نظر حقير آن است كه غير آدمى نيز مانند آدمى است [ و ] بدون غايب شدن مذكور ، احتراز از آن لازم است . و همچنين بدان كه آن چه را فرمودهاند كه هرگاه ببينيم كه گربه موش را بخورد و نجاست در ظاهر دهان او نباشد ، حكم به طهارت آن مىشود شكى در آن نيست . ليكن به شرطى كه اصلا نجاست را نديده باشيم ، اما هرگاه اول ببينيم ، حكم به طهارت ، موقوف است به غيبت مذكوره . ( احمد )
( 2 ) . المعتبر 1 : 101 .