با آن ملاقات نموده [ است ] . پس اگر حيوان پاك باشد ، مثل انسان و گاو و گوسفند و شتر و اسب و گربه و امثال اينها ، سؤر او نيز پاك است و اگر حيوان نجس باشد ، مثل كافر و سگ و خوك ، سؤر آن نيز نجس است .
و بعضى از حيوانات كه پاكاند ، سؤر آنها مكروه است و آن حيوانات : اسب است و استر و الاغ و موش و وزغه و مار و عقرب و روباه و خرگوش و خرس و ميمون و فيل و گرگ و سوسمار و ولد الزنا و زنى كه حايض باشد و مأمونه « 1 » نباشد ؛ يعنى اطمينان به طهارت و تقواى او نباشد ، و هر حيوان پاكى كه نجاست خوار باشد و در موضعى از بدن او كه ملاقات با آب نموده نجاستى نباشد ؛ زيرا كه اگر نجاستى باشد ، آن آب نجس خواهد شد .
و در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود :
مسألهء اول :
هرگاه عضوى از حيوان نجس شود و ما علم به نجاست آن به هم رسانيم - خواه آن عضو ، ظاهر دهان او باشد يا موضعى ديگر - پس اگر آن حيوان آدمى باشد ، هرگاه از ما غايب شود به قدرى از زمان كه ازالهء آن نجاست در آن زمان ممكن باشد و بعد كه حاضر شود ، عين آن نجاست باقى نباشد ، شرعا بايد حكم به طهارت آن شود و احتراز از آن لازم نيست . و اگر غير آدمى باشد ، حق آن است كه همين كه ازالهء آن نجاست شود ، حكم به طهارت آن مىشود و احتياج نيست به غايب شدن آن و گذشتن زمانى كه ممكن باشد كه در آن زمان خود را به پاك كنندهاى رسانده باشد و آن عضو به ملاقات آن ، طاهر شده باشد . پس اگر ببينيم كه گربه [ اى ] موشى را بگيرد و بخورد ، همين كه عين نجاست در ظاهر دهان و روى او نباشد ، حكم به طهارت آن مىشود .
هامش
( 1 ) . مخفى نماند كه كراهت سؤر حايض غير مأمونه ، مختص به وضو ساختن است . پس ساير استعمالات كراهت ندارد ؛ هم چنان كه خود « طاب ثراه » در « لوامع » [ لوامع الأحكام ] و « معتمد » [ معتمد الشيعة : 52 ] تصريح فرمودهاند . و همچنين مخفى نماند آن چه از قاعدهء استدلال به اخبار در نظر حقير راجح است ، آن است كه وضو ساختن از سؤر حايض غير مأمونه حرام است . و ليكن چون ظنّ غالب به انعقاد اجماع است بر جواز آن ، حكم صريح به حرمت نمىشود ، اما احتياط آن است كه از آن ، وضو ساخته نشود . ( احمد )