تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
بعضى « 1 » گفته‌اند كه : همهء آب را بايد كشيد . و بعضى « 2 » گفته‌اند : حكم آن‌ها مثل حكم ساير خون‌ها است . و اظهر اقوال ، قول اول است . و هفت دلو است از براى مردن هر مرغى كه مثل كبوتر باشد يا شتر مرغ - يعنى از كبوتر كوچك‌تر نباشد و از شتر مرغ بزرگ‌تر نباشد - و از براى سگى كه به چاه افتد و زنده بيرون آيد و از براى موش مرده كه از هم پاشيده باشد و بول پسرى كه از شير بازگرفته شده باشد و به حدّ بلوغ نرسيده باشد و از براى غسل كردن جنب مسلمان در چاه ، به شرط آن كه بدنش خالى از نجاست عينيه باشد . و پنج دلو است از براى سرگين مرغ خانگى كه نجاست خوار باشد . و سه دلو است از براى مردن مار يا وزغه . و يك دلو است از براى گنجشك و هر چه مانند آن باشد از مرغان ، و بول پسرى كه شيرخواره باشد . و از براى آن چه حديثى در حكم آن نرسيده است - از ماسواى نجاسات مذكوره - چهل دلو بر سبيل استحباب بكشند . و هر جا كه كشيدن تمامى آب ، واجب يا مستحب است ، متعذر باشد به سبب بسيارى آب چاه ، بايد چهار مرد به نوبت از طلوع صبح ، با طلوع آفتاب تا مغرب ، آب بكشند ، يعنى دو مرد آب كشند و چون مانده شوند ، دو مرد ديگر بكشند ، و چون آن دو مانده شوند ، دو مرد اول باز بكشند و همچنين تا شام . و هرگاه نجاسات متعدده در چاه افتد ، سنّت است كه مقدار « 3 » هر يك كشيده شود و اكتفا به مقدارى كه بيشتر است نشود . و آب چاه هرگاه متغيّر نباشد ، اطراف چاه از ريختن آب در وقت كشيدن ، نجس نمىشود و بعد از تمام شدن كشيدن ، شستن دلو واجب نيست .
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 11 ؛ المهذّب 1 : 70 ؛ شرائع الإسلام 1 : 5 . ( 2 ) . المعتبر 1 : 59 . ( 3 ) . در نسخه « ب » : « مقدّر » .