مشقت و حرج . و اين رخصت از براى او ثابت است تا وقتى كه آن حالت از براى او رفع شود . و رفع شدن ، موقوف بر آن است كه زمانى كه شك و سهو در آن به هم نرسيده اين قدر طول بكشد كه در عرف بگويند كه اين ، كثير السهو و الشكّ نيست . و شك و سهو نكردن او در سه نماز پىدرپى ، كافى نيست .
و كسى كه كثير السهو يا شك بوده باشد ، سنّت است از براى او كه چون خواهد مشغول نماز شود ، انگشت مسبحهء دست راست را بر ران چپ خود زند و بگويد :
« بسم اللّه و باللّه توكّلت على اللّه أعوذ باللّه السميع العليم من الشيطان الرجيم » .
مسألهء يازدهم : سهو « 1 » و شك در دو سجدهء سهو و در نماز احتياط اعتبار ندارد ،
يعنى بايد ملتفت به سهو و شك در آنها نشد . و اگر سهو و شك در فعلى از افعال دو سجدهء سهو يا نماز احتياط واقع شود ، بايد بنا را بر صحّت و وقوع آن فعل گذاشت و سجدهء سهوى ديگر لازم نمىآيد .
و اگر در عدد سجدتين يا ركعت نماز احتياط [ شك ] شود ، بايد بنا را بر اكثر گذاشت ؛ مگر اين كه بنابر اكثر گذاشتن ، موجب زيادتى شود . مثل اين كه شك كند كه دو سجده كرده يا سه سجده يا دو ركعت نماز احتياط را كرده يا سه ركعت ، كه در اين صورت بنا را بر اقل مىگذارد كه صحيح باشد . و همچنين اگر سهوا يك سجده يا يك ركعت را زياد كند .
مسألهء دوازدهم : مذكور شد كه سجدهء سهو ، واجب مىشود از جهت فراموش شدن يك سجده و شهادتين و صلوات
، و در چند موضع ديگر هست كه باز سجدهء سهو واجب مىشود :
اول : شك كردن ميان چهار و پنج ، هم چنان كه در مبحث شك مذكور مىشود .
دوم : از روى نسيان تكلّم كردن به دو حرف يا بيشتر كه غير قرآن و دعا باشد .
سيم : سلام دادن از روى سهو در غير محل .
هامش
( 1 ) . بدان كه اين مسأله در نهايت اشكال است و ترجيح در آن ، خالى از صعوبت نيست ، پس بايد در آن به احتياط عمل كرد . ( احمد )