تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
خاطر آيد كه محل آن‌ها گذشته باشد . و همچنين است حكم ، در سر زدن هر چيزى كه موجب سجدهء سهو باشد ، چون تكلّم و مانند آن ؛ يعنى اگر از هر دو سر زند ، بايد هر دو سجدهء سهو به جا آورند . و اگر موجب تدارك در محل يا غير محل يعنى موجب قضا يا موجب سجدهء سهو مخصوص يك كدام باشد ، مسأله خالى از اشكال نيست و كلام فقها نيز خالى از اجمال و ابهام نيست . و آن چه به حسب ظاهر معلوم مىشود آن است كه اگر موجب سجدهء سهو ، مخصوص يك كدام باشد ، بايد او سجدهء سهو به جا آورد و بر ديگرى لازم نيست . و همچنين است حكم ، در موجب تدارك ؛ خواه موجب تدارك بعد از محل باشد ، يعنى موجب قضا كردن بعضى افعال باشد بعد از نماز كه اگر سبب آن ، مخصوص يك كدام باشد بايد او به جا آورد و بر ديگرى لازم نيست ، و خواه موجب تدارك در محل باشد كه در اثناى نماز بايد به جا آورده شود كه در اين صورت نيز موجب تدارك در محل ، مخصوص هر كدام باشد ، تدارك را باز به جا مىآورد و بر ديگرى لازم نيست بنابر اظهر . پس اگر مأموم بايد تدارك نمايد ، بايد برگردد و تدارك كند و بعد از آن محلق به امام شود . و اگر به اين جهت امام در بعضى افعال ، خواه ركن باشد يا غير ركن بر مأموم سبقت گيرد و مأموم به او نرسد ضرر ندارد ، بلكه مأموم بايد آن را خود به جا آورد و ملحق به امام شود .

مسألهء هشتم : هرگاه پيش نمازى سهو كند

و بعد از ركعت آخر برخاسته مشغول ركعتى ديگر بشود و در ميان مأمومين كسى باشد كه به يك ركعت مسبوق باشد ، يعنى ركعت اول امام را در نيافته باشد و در ركعت دوم رسيده باشد ، جايز نيست كه آن مأموم در آن ركعت زيادتى به امام اقتدا كند كه ركعت آخر او باشد ؛ زيرا كه اين ركعت آخر زايد بىصورت است . پس بايد در حين برخاستن امام ، هرگاه تواند آن را اعلام نمايد و خود نيّت انفراد كند و آن يك ركعت باقى مانده را به جا آورد .

مسألهء نهم : در احكام سهو ، فرقى ميان نماز واجب و سنّت نيست

، مگر در سجدهء