آب غصبى يا مشتبه به غصبى وضو ساخته يا غسل كرده يا آن كه به خاك غصبى تيمم كرده ؛ به شرطى كه در وقت وضو و غسل و تيمم عالم به غصبيت يا اشتباه بوده باشند .
و اگر در آن وقت عالم نبوده و بعد از نماز ظاهر شود كه غصبى يا مشتبه به غصبى است ، نمازى كه كرده صحيح است .
يازدهم : زياد كردن جزئى از اجزاى واجب نماز از روى عمد يا جهل به مسأله
و اگر چه آن جزء ، ركن نباشد .
دوازدهم : ترك كردن واجبى از واجبات نماز از روى عمد يا از ندانستن مسأله
؛ خواه آن واجب از اجزاى نماز باشد ، چون ركوع و سجود و قرائت ، يا از صفات اجزا باشد ، چون طمأنينه در حال ركوع و سجود و حال سر برداشتن از ركوع و سجود و امثال آن ، يا از شروط نماز باشد ، چون طهارت و استقبال قبله و پوشانيدن عورت و امثال آن . و ترك كردن هر يك از اين واجبات عمدا ، موجب بطلان نماز است و اگر چه جاهل به مسأله باشد ؛ مگر ترك كردن جهر در جايى كه جهر واجب باشد يا ترك كردن اخفات در جايى كه اخفات واجب باشد كه جاهل ، در اين حكم معذور است .
و همچنين معذور است جاهل به موضوع حكم ، مثل كسى كه جاهل باشد به غصبيت جامه يا مكان يا آب وضو و غسل يا خاك تيمم - هم چنان كه مذكور شد - يا جاهل به مسألهء نجاست جامه و بدن باشد يا به عدم تذكيهء پوستى كه از مسلمان خريده باشد . و در واقع ، جامه و مكان و آب و خاك ، مغصوب باشند . و بدن و جامه ، نجس باشند و پوست ، تذكيه شرعى نشده باشد .
و اگر كسى پوستى بگيرد و نداند كه از جملهء پوستهايى است كه نماز در آن جايز است يا نه و در آن نماز كند ، واجب است كه آن نماز را اعاده كند .
سيزدهم : از مبطلات نماز ، ترك كردن ركنى است از اركان از روى سهو
تا داخل ركنى ديگر شود ؛ مگر در تكبيرة الاحرام كه اگر آن را ترك كند و داخل قرائت شود ، نماز باطل مىشود و موقوف بر داخل شدن ركن بعد كه ركوع باشد نيست .
و دانستى كه اركان نماز عبارت است از قيام متصل به ركن و نيّت و تكبيرة الاحرام