اعادهء آن لازم نيست ؛ مگر اين كه زمان التفات طول بكشد . و اگر در آن حال بعضى افعال را به جا آورده باشد ، پس اگر تدارك آن ممكن باشد ، چون قرائت و امثال آن باعث بطلان نمىشود و بايد تدارك كند و نماز را تمام كند . و اگر تدارك آن ممكن نباشد چون ركن ، اعادهء نماز در وقت لازم است نه در خارج وقت . و ظاهر كلام بعضى « 1 » آن است كه اصل نماز باطل است و قضا در خارج وقت نيز لازم است ، و اظهر ، نحوى است كه ابتدا مذكور شد .
چهارم : از مبطلات نماز تكفير است
« 2 » ؛ يعنى دست راست را بر بالاى دست چپ گذاشتن ، هم چنان كه سنّيان مىكنند . و ظاهر آن است كه عكس ، يعنى دست چپ بر دست راست گذاشتن نيز حرام و مبطل نماز باشد ؛ هم چنان كه جمعى « 3 » تصريح به آن كردهاند . و فرقى نيست كه باطن دست [ را ] بر پشت دست ديگر گذارند يا بر بند دست ديگر گذارند يا بر ساق آن گذارند .
و بعضى « 4 » تكفير را مكروه و ترك آن را مستحب دانستهاند . و اين ضعيف است .
پنجم : از مبطلات نماز ، كردن فعل كثير در اثناى نماز
، يعنى فعلى كه در عرف ، آن را فعل كثير گويند . و فاعل آن را مصلّى نگويند و چنين فعلى مبطل است اگر از روى عمد صادر شود ، و اگر از روى سهو صادر شود ، نماز را باطل نمىكند ؛ مگر آن كه صورت نماز را محو كند .
اما اگر فعل ، قليل باشد كه در عرف ، آن را قليل گويند و فعل كثير نگويند ، باعث بطلان نيست . و بعضى از فعلهاست كه از روايات و فتاوى فقها معلوم مىشود كه فعل كثير نيست و ضرر به نماز نمىرساند ، چون كندن كفش و كشتن مار و عقرب به يك ضرب و يك قدم پيش و پس رفتن و كشتن شپش و كيك و پشه و امثال اينها . و
هامش
( 1 ) . نهاية الإحكام 1 : 400 ؛ الحدائق الناضرة 9 : 33 .
( 2 ) . ظاهر آن است كه تكفير و عكس آن حرام است ، و ليكن مبطل نماز نيستند ؛ هم چنان كه خود « طاب ثراه » در سابق در مبحث قيام تصريح فرمودهاند . ( احمد )
( 3 ) . الخلاف 1 : 321 ، مسألهء 74 ؛ قواعد الأحكام 1 : 281 ؛ المهذّب البارع 1 : 391 ؛ الروضة البهيّة 1 : 566 .
( 4 ) . الكافي في الفقه : 125 .