در وقت تشهّد يا حين برخاستن چيزى را برداشتن و به دست ديگرى دادن و در حين ارادهء سجود ، تسويهء سنگ ريزه نمودن و پف كردن بر موضع سجود و بر پيشانى دست ماليدن از براى ازاله خاكى كه بر آن چسبيده باشد و دست زدن بر ديوار يا بر ران ، جهت آگاه ساختن ديگرى و انگشت به بينى كردن و خون خشك و مانند آن [ را ] از آن بيرون آوردن و سنگ ريزه به جانب ديگرى افكندن و شستن خون بينى ، به شرط حاضر بودن آب و كندن گوشتى از موضع جراحت و انداختن آن و دست بر موضع دمل كشيدن و خون آن را به ديوار ماليدن و شپش را در خاك پنهان كردن و در وقت برخاستن به قرائت ، طفلى را با خود برداشتن ، و شير دادن زن طفل خود را در حال تشهّد و حنك بستن و ايما و اشاره كردن و جهت تنبيه ديگرى « سبحان اللّه » گفتن و طفلى را از نزديك آتش دور كردن هرگاه طفل و آتش در نزد وى باشند و بيرون كردن گوسفندى كه داخل خانه شده باشد به حركت دست و امثال آن ، به شرطى كه از جاى خود بيش از گامى حركت نكند ، و كندن دندانى كه جنبد و حك كردن نجاست مرغ و امثال آن از جامه ، و كلاه از زمين برداشتن و بر سر داشتن .
و مخفى نيست كه هر فعلى كه از قبيل اين افعال باشد ، فعل كثير نيست و باعث بطلان نماز نمىشود . و هر چه از اين افعال تجاوز كند ، باعث بطلان نماز است ؛ به شرطى كه در عرف هم آن را فعل كثير بگويند .
ششم : از مبطلات نماز ، سكوت طويل است .
و آن به طريق فعل كثير است كه اگر به نحوى باشد كه در عرف آن را مصلّى نگويند ، نماز باطل است .
هفتم : از مبطلات نماز ، خنده كردن به قهقهه است از روى عمد .
و تبسم مطلقا و خنده قهقهه از روى سهو ، باعث بطلان نيست . و اگر قهقهه بىاختيار واقع شود ، به نحوى كه از خود دفع نتواند كرد ، نماز باطل است ، اما بر او گناهى نيست .
هشتم : خوردن و آشاميدن است
« 1 » از روى عمد ، و سهوا باعث بطلان نيست . و
هامش
( 1 ) . ظاهر آن است كه اگر خوردن يا آشاميدن به قدرى باشد كه موجب بر طرف شدن توالى در قرائت يا حصول فعل كثير نباشد ، باعث بطلان نيست ؛ اگر چه احوط ترك آن است . ( احمد )