بعضى « 1 » گفتهاند كه : اگر چيزى خوردن به حدّ كثرت رسد كه داخل فعل كثير شود ، باعث بطلان است و الّا فلا .
و احوط ، بلكه اظهر آن است كه كثرت ، معتبر در بطلان نيست . و هر اكلى كه موقوف بر سائيدن باشد ، موجب بطلان است و اگر چه كم باشد . بلى ، اگر از قبيل قند و نبات و شكر در دهان گذارند بدون سائيدن و آن آب شود و فرو برد ، باعث بطلان نماز نمىشود .
و همچنين فرو بردن بقاياى غذا كه در ما بين دندانها باقى مانده باشد ، باعث بطلان نماز نمىشود .
و اگر كسى در نماز وتر باشد و تشنه شود و اراده روزه را داشته باشد و ترسد پيش از فراغ ، صبح داخل شود ، مىتواند آب آشاميد ؛ به شرطى كه بيشتر از سه گام به جهت آب برداشتن حركت نكند . و بعضى « 2 » ، آب آشاميدن را در جميع نوافل تجويز كردهاند و اين خالى از اشكال نيست .
نهم : گريه كردن است از روى عمد از جهت امور دنيا
، چون فقد مال و فوت زن و فرزند و يا دوستى از دوستان . و ظاهر آن است كه مراد از گريه ، مطلق گريه باشد ؛ خواه مشتمل بر آواز باشد يا نه .
و بعضى « 3 » ، تخصيص به گريهاى دادهاند كه با آواز باشد ، و ظاهرا دليلى ندارد . و گريه از خوف الهى و ترس عذاب او در نماز مانعى ندارد ، بلكه افضل اعمال و اقرب قربات است ؛ هم چنان كه از اخبار « 4 » مستفاد مىشود .
دهم : ظاهر شدن آن كه در وضو يا غسل يا تيمم خللى بوده
، مثل آن كه ظاهر شود كه بعضى اعضا را در غسل يا وضو نشسته يا بعضى اعضا را در تيمم مسح نكرده يا آب وضو يا غسل نجس بوده يا مشتبه به نجس يا مضاف بوده يا مشتبه به مضاف بوده يا با
هامش
( 1 ) . منتهى المطلب 5 : 304 ؛ ذكرى الشيعة 4 : 8 ؛ مسالك الأفهام 1 : 228 .
( 2 ) . المبسوط 1 : 118 ؛ الخلاف 1 : 413 ، مسألهء 159 .
( 3 ) . الروضة البهيّة 1 : 233 ؛ مدارك الأحكام 3 : 466 .
( 4 ) . ر . ك : وسائل الشيعة 7 : 247 ، باب 5 من أبواب قواطع الصلاة ، و 15 : 223 ، باب 15 من أبواب جهاد النفس .