بر در خانه كيست . و بالجمله در اثناى نماز از جهت فهمانيدن بعضى مطالب ، به اشاره به سر و دست و خواندن قرآن و ذكر و دعا جايز است و اگر چه از خواندن قرآن و تسبيح و ذكر ، سواى تفهيم ديگر [ ى ] قصدى نداشته باشد . « 1 »
و اگر زن در اثناى نماز ، حاجتى داشته باشد مىتواند از براى تفهيم ، دست بر دست زند . و بهتر آن است كه باطن كف دست راست را بر پشت دست چپ زند و يا باطن انگشتان يك دست را بر ظاهر انگشتان دست ديگر بزند و باطن كف را بر باطن كف ديگر نزند ، به جهت اين كه از اقسام لعب است .
مسألهء دوم : اگر از كسى در اثناى نماز ، آه يا ناله سر زند ، اگر متضمن هيچ حرفى نباشد ، در آن حرجى نيست و اگر متضمن يك حرف باشد ، در آن كراهت است و اگر متضمن دو حرف باشد ، باعث بطلان نماز است . و كراهت و بطلان در صورتى است كه از روى اختيار باشد و اگر بدون اختيار باشد ، در آن حرجى نيست .
و محقق « 2 » را اعتقاد آن است كه آه و ناله [ اى ] كه از خوف خدا باشد و متضمن دو حرف باشد ، باعث بطلان نماز نيست . و اين بعيد نيست . « 3 »
مسألهء سيم : جايز است در اثناى نماز ، خواندن هر دعايى كه متضمن تسبيح و تحميد حق تعالى باشد ، يا متضمن طلب كردن چيزى مباح از امور دنيا يا آخرت باشد به شرطى كه به زبان عربى باشد و به حدى طول نكشد كه از صورت نماز بيرون رود ؛ خواه در حال قرائت باشد يا در حال ركوع و سجود باشد و يا در حال تشهّد و تسليم باشد . پس اگر از كسى چهارپايى گم شده باشد ، مىتواند در هر حالى از نماز بگويد :
هامش
( 1 ) . بلى ، هرگاه آيه قرآن بسيار كم باشد به حيثيتى كه اگر قصد قرآن خواندن نداشته باشد ، از مجرد لفظ نتوان فهميد كه قرآن است ، بايد قصد قرآن بودن بكند و بدون آن ، نماز باطل است ؛ هم چنان كه هرگاه بگويد « اذهب » يعنى « برو » و قصد آن ، مجرد افهام باشد . و خود « طاب ثراه » در « معتمد » تصريح به اين فرمودهاند . ( احمد )
( 2 ) . المعتبر 2 : 254 .
( 3 ) . بدان كه هم چنان كه خود « طاب ثراه » در « معتمد » فرمودهاند ، حق آن است كه آه و ناله هرگاه دو حرف از آن ظاهر شود ، مطلقا باعث بطلان نماز است اگر چه از خوف خدا باشد . ( احمد )