آن كه خوردنى و پوشيدنى نباشد به حسب عادت . و جايز است سجده كردن بر اجزاى زمين كه از آن منفصل باشد و اگر چه عرفا اسم زمين بر آن صادق نيايد . و جايز نيست سجده كردن بر آن چه خوردنى و پوشيدنى باشد به حسب عادت ؛ يعنى خوردن و پوشيدن آن شايع و غالب باشد . پس اگر چيزى را به حسب ندرت يا در وقت ضرورت ، بخورند چون ادويه و عقاقيرى كه داخل معجونها مىكنند از نباتات و گياهان زمين كه خوردن آن به حسب ندرت اتفاق مىافتد ، سجده كردن بر آن جايز است . و اگر چيزى در يك وقت خوردنى باشد و در وقتى ديگر خوردنى نباشد ، چون برگ مو و پوست بادام و امثال آن ، سجده كردن در وقت اول جايز نيست و در وقت دوم جايز است . و اگر چيزى از نباتات زمين در بعضى از بلاد خوردن آن شايع باشد و در بعضى نباشد ، اجتناب از سجود بر آن لازم است . و در خوردنى و پوشيدنى شرط نيست كه بايد بالفعل از آن انتفاع برده شود ؛ پس اگر انتفاع يافتن از آن موقوف به پختن يا بافتن باشد ، چون گندم و برنج و پنبه ، منع در آنها جارى است و سجده بر آن جايز نيست .
و اشهر و اقوى عدم جواز سجود است بر پنبه و كتان ، به اعتبار اين كه به حسب عادت ملبوساند ؛ و اگر چه پوشيدن آنها موقوف بر رشتن و بافتن است .
مسألهء دوم : جايز نيست سجود بر پشم و مو و پوست و آن چه مستحيل از زمين شده باشد ، به نحوى كه اسم زمين بر آن صادق نيايد ، چون معادن از قبيل طلا و نقره و آهن و فيروزج و عقيق و نمك و قير . و هر چه به نوعى از استحاله از اسم زمين بيرون رفته باشد ، سجده بر آن جايز نيست ، چون شيشه و گچ و آهك پخته و ساروج و انگشت و خاكستر . و استحالهاى كه از اسم زمين بيرون نبرد ، مانع از سجده نيست ؛ پس سجود بر زمين گچ و نوره و سنگ گچ و نوره جايز است بنابر اظهر . همچنين جايز است بر زمين شورهزار و ريگ زار ، به شرطى كه پيشانى بر او مستقر شود . و در خزف و آجر خلاف است ، و احوط منع است . و سجود بر سنگ مرمر جايز است ، و همچنين بر هر چوبى اگر چه چوب مسواك باشد . و بر برگ و علف و بوريا و بادزن و
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٩٧