دوم : آن كه چون خواهد به سجود رود ، اول كف دستها را به زمين رساند و بعد از آن زانوها را ، و اگر زن باشد برعكس كند ، يعنى اول زانو را بر زمين گذارد و بعد از آن دستها را .
سيم : آن كه در وقت سجود ، دستها را محاذى گوشها گذارد و انگشتان دستها را به هم چسبانيده از هم دور نكند و سر انگشتان را به جانب قبله بدارد . و در وقت سجود ، نظر او بر طرف بينى او باشد .
چهارم : آن كه در وقت سجود ، « تجنّح » و « تجافى » و « تخوى » به عمل آورد ؛ يعنى بازو و مرفق را به پهلو نچسباند و ساق دستها را بر زمين فرش نكند مانند خوابيدن سباع ، بلكه بازوها را از پهلو دور دارد و ساق دستها را از زمين مرتفع سازد به نحوى كه دستها نسبت به او مانند دو بال باشند .
و اگر مصلّى زن باشد ، ساق دستها بر زمين گذارد و خود را بر زمين چسباند .
پنجم : آن كه « 1 » از پيشانى مقدار يك درهم به سجدهگاه برساند ، نه كمتر از آن .
ششم : آن كه سجده بر خاك كند نه بر چيزهاى ديگر كه سجده بر آن جايز است ، چون سنگ و چوب و امثال آن .
و افضل آن است كه سجده بر تربت منور سيد الشهدا - عليه افضل التحية و الثناء - كند .
هفتم : آن كه بينى را از جمله اعضاى سجود سازد و آن را بر خاك گذارد .
هشتم : آن كه « 2 » « سبحان ربى الأعلى و بحمده » را پنج مرتبه يا هفت مرتبه بگويد .
هامش
( 1 ) . بلكه سنّت است كه تمام جبهه ، يعنى پيشانى را به آن چه سجده بر آن صحيح است برساند . ( احمد )
( 2 ) . بلكه سنّت است كه « سبحان ربى الأعلى و بحمده » را بسيار تكرار كند ، ليكن نه به حدى كه ملال آورد . و در بعضى احاديث [ وسائل الشيعة 4 : 979 ، باب 23 من أبواب السجود ، ح 2 ] وارد است كه حضرت صادق عليه السّلام در نماز پانصد دفعه ذكر سجود فرمود . و سنّت است كه در هر سجده ، پيش از ذكر سجود بگويد : « اللهم لك سجدت و بك آمنت و لك اسلمت و عليك توكلت و انت ربى سجد لك وجهى و شعرى و بشرى و مخى و لحمى و دمى و عصبى و عظامى ، سجد وجهى البالى الفانى الذليل المهين للذى خلقه و صوّره و شقّ سمعه و بصره تبارك اللّه احسن الخالقين » . ( احمد )