پستتر نباشد ؛ خواه در زمين مسطح باشد يا در زمين منحدر . و اگر پيشانى را بر موضعى گذارد كه از قدر خشت ، يعنى مقدار چهار انگشت كه به يكديگر ضمّ شده باشد بلندتر يا پستتر باشد ، بايد آن را بردارد و بر موضع مساوى گذارد . و از اين عمل ، تعدد سجده لازم نمىآيد ؛ زيرا كه از گذاشتن اول ، سجدهء شرعى به عمل نيامده بود .
و احوط آن است كه اگر ممكن باشد پيشانى خود را برندارد ، بلكه آن را در زمين بكشد تا به موضع مساوى برساند . و اگر ممكن نباشد ، در برداشتن پيشانى حرجى نيست . و اگر از پيشانى بر زمين گذاشتن عاجز باشد و محتاج باشد كه چيزى را بلند كند كه پيشانى بر آن گذارد ، بايد چنان كند . و اگر از آن هم عاجز باشد ، از جهت سجود ايماء مىكند .
ششم : ذكر كردن . و قدر واجب به مطلق ذكر به عمل مىآيد ، هم چنان كه در ركوع مذكور شد . و مستحب است كه تسبيح باشد .
و افضل آن است كه سه مرتبه « سبحان اللّه » يا يك مرتبه « سبحان ربى الاعلى و بحمده » بگويد و بهتر آن است كه آن را سه مرتبه بگويد . و در وقت ضرورت ، جايز است يك نوبت « سبحان اللّه » بگويد .
هفتم : طمأنينه در سجود ، يعنى درنگ كردن در سجود به قدر ذكر .
هشتم : سر برداشتن از سجدهء اول .
نهم : اندكى درنگ كردن بعد از سر برداشتن از سجدهء اول .
دهم : نوبت ديگر سجده كردن به طريق سجدهء اول .
فصل دوم : در مستحبات سجود
و آن چند امر است :
اول : آن كه چون از ركوع سر بردارد ، پيش از آن كه خم شود از جهت سجود ، تكبير بگويد و دستها را تا برابر گوشها بردارد و به قدر تكبير گفتن ، ايستاده درنگ كند .