عَلَيْهِمْ »
، در اين صورت اگر پيش از ركوع متذكر شود ، واجب است كه همهء حمد را اعاده كند . و اگر مخالفت ترتيب از راه عمد باشد ، نمازش باطل است و اعادهء آن لازم است .
و بعضى « 1 » گفتهاند كه : اگر بنا گذاشتن بر مراعات ترتيب ممكن باشد ، هم چنان كه در شق اول در صورت فراموشى ، بنا مىگذارد و ترتيب را به عمل مىآورد و اعادهء نماز لازم نيست . و اين مشكل است .
مسألهء ششم : موالات در ميان كلمات و آيات واجب است ، يعنى بايد در ميان الفاظ قرائت فاصله واقع نشود ؛ خواه به سكوت طويل و خواه به كلمهاى كه غير قرآن و دعا باشد . اما فاصله به هر يك از قرآن و دعا جايز است ؛ به شرطى كه انتظام قرآن بر طرف نشود . پس دعا كردن به مباح و رد سلام و حمد در نزد عطسه و طلب كردن رحمت در نزد آيهء رحمت و استعاذه از عذاب در نزد آيهء عذاب و تسميت عاطس ، يعنى گفتن « يرحمك اللّه » به كسى كه عطسه كند و صلوات بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرستادن ، هرگاه نام او را بشنود ضرر ندارد .
مسألهء هفتم : واجب است كه با وجود قدرت ، فاتحه و سوره را از بر بخواند . پس اگر از روى نوشته بخواند با وجود آن كه تواند « 2 » از بر بخواند ، نمازش باطل است .
و بعضى « 3 » آن را تجويز كردهاند و مبطل ندانستهاند ، و خالى از اشكال نيست .
مسألهء هشتم : كسى كه گنگ باشد ، بايد كه به قدر مقدور سعى كند كه آن چه تواند گفت ، بگويد . و اگر بالكليه از تكلّم عاجز باشد ، بايد به دل قصد كند و زبان را حركت دهد به نيّت آن كه اين حركت بدل از قرائت است .
و كسى كه « الثع » باشد ، يعنى به عوض بعضى از حروف ، بعضى ديگر از حروف
هامش
( 1 ) . مسالك الأفهام 1 : 204 ؛ مدارك الأحكام 3 : 342 .
( 2 ) . اقوى آن است كه با وجود آن كه ممكن باشد از براى او حفظ كردن ، باز مىتواند از روى نوشته بخواند و اصلا مبطل نيست . بلى ، سنّت است كه با وجود امكان ، از بر بخواند . ( احمد )
( 3 ) . تذكرة الفقهاء 3 : 136 ، مسألهء 224 ؛ مفاتيح الشرائع 1 : 129 .