نيست . و همچنين در نمازهاى واجبى در وقت ضرورت ، مثل ترس و بيمارى و تنگى وقت ، مىتوان اكتفا به فاتحه نمود .
مسألهء دوم : واجب است مقدّم داشتن حمد بر سوره . پس اگر سهوا سوره را بر حمد مقدّم دارد ، واجب است كه نوبت ديگر بعد از حمد ، يعنى همان حمدى كه خوانده ، سوره را بخواند ، مادامىكه به ركوع نرفته باشد . و اگر وقتى متذكر شود كه به ركوع رفته باشد ، نمازش صحيح است و ترتيب از او ساقط است . و اگر عمدا سوره را مقدّم دارد ، نماز باطل است و اعادهء آن لازم است .
و بعضى « 1 » گفتهاند كه : حكم عمد هم مانند حكم سهو است . و اين مشكل است . « 2 »
مسألهء سيم : واجب است كه در اول حمد و سوره
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » *
بگويد ، كه جزو حمد و سوره است . و اگر عمدا ترك كند ، نماز او باطل است .
مسألهء چهارم : واجب است كه كلمات حمد و سوره را درست بگويد و الفاظ را تغيير ندهد و اخلال به حرفى از حروف نكند ، حتّى تشديد . پس اگر راء
« الرَّحْمَنِ »
و دال
« الدِّينِ »
را مشدّد نخواند ، نمازش باطل است . و مراعات اعراب از رفع و نصب و جر و جزم واجب است و اگر چيزى از اعراب را تغيير دهد ، نمازش باطل است ؛ خواه از تغيير آن ، معنا نيز متغيّر شود ، مثل اين كه تاء « انعمت » يا كاف « ايّاك » را مكسور نمايند ، يا از تغيير آن معنا متغيّر نشود ، مثل اين كه هاء « اللّه » را مضموم بخواند .
و ظاهر آن است كه مراد از اعرابى كه صحيح است و مراعات آن واجب است در اينجا ، هر اعرابى نيست كه موافق عربيت باشد ، بلكه بايد به نحوى باشد كه نقل آن متواتر است در قرآن و موافق يكى از قرائت [ هاى ] مشهوره است . و لازم نيست كه از اول تا آخر به يك قرائت بخواند ، بلكه اگر بعضى را به قرائت عاصم و حمزه و بعضى را به قرائت ديگران بخواند جايز است .
هامش
( 1 ) . المبسوط 1 : 105 ؛ شرائع الإسلام 1 : 72 ؛ مدارك الأحكام 3 : 351 .
( 2 ) . اقوى آن است كه هرگاه عمدا سوره را مقدم دارد ، حكم آن مثل حكم سهو است و اعاده لازم نيست .
( احمد )