دارد و اعراب آن را درست بگويد . پس اگر لفظ « اكبر » را مقدّم بر لفظ « اللّه » دارد يا چيزى از اعراب را غلط بگويد ، نمازش باطل است .
دوم : آن كه هر يك از حروف « اللّه اكبر » را از مخرج خود بيرون آورد ، به طريق مقرر در نزد قرّاء .
سيم : آن كه همزهء « اللّه » و همزهء « اكبر » را قطع نمايد . پس اگر همزهء اللّه را به لفظ آخر نيّت وصل نمايد يا همزهء اكبر را به هاى اللّه وصل نمايد ، نماز او باطل است .
چهارم : آن كه در ميان لفظ اللّه و لفظ اكبر فاصله در نيايد نه به سكوت و نه به لفظى ديگر ؛ مثل اين كه بگويد « اللّه تعالى اكبر » . و اگر فاصله به هم رسد ، نماز او باطل است .
پنجم : آن كه تكبير احرام مقارن نيّت باشد . پس اگر اندك فاصلهاى در ميان آن و نيّت واقع شود ، مثل آن كه اندك سكوتى يا لفظى در ميان آخر نيّت و اول تكبير احرام واقع شود ، مثل آن كه بگويد : « قربة الى اللّه هو اللّه اكبر » نمازش باطل است .
ششم : آن كه حرفى از حروف آن را ترك نكند و حرفى را نيز زياد نكند و به نحوى كه هست تغيير ندهد . پس اگر همزهء اللّه را مدّ دهد به نحوى كه به صورت استفهام شود ، نماز او باطل است .
هفتم : آن كه الف لفظ اللّه را كه در ميان لام و ها است ظاهر كند و زياده از حد معتاد آن را مدّ ندهد . پس اگر الف را هيچ ظاهر نكند ، به نحوى كه ساقط شود يا آن را به قدرى مدّ دهد كه از وضع لفظ بيرون رود ، نمازش باطل است .
هشتم : آن كه تكبير احرام را در حال ايستادن بگويد . پس اگر با وجود قدرت بر ايستادن ، آن را نشسته بگويد يا در حينى بگويد كه شروع به برخاستن كرده باشد ، نمازش باطل است . و همچنين اگر مأموم آن را در حين ركوع رفتن بگويد ، نماز او باطل است .
نهم : آن كه تكبير را چنان بگويد كه خود بشنود . اگر كر باشد يا در موضعى باشد كه فرياد و صداهاى بسيار باشد ، بايد به نحوى بگويد كه اگر كر نمىبود يا فرياد و صداها
تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٦٨